نویسنده ی رمان یک عاشقانه سریع و آتشین- و رمان پدر عشق بسوزد - شاعر مجموعه: قشنگترین منحنی سرخ دنیا
معرفی کتاب "هفت عادت مردمان موثر" از استفان کاوی

کتاب نمیدانم از کجا به دستم رسیده. خودم خریده ام؟ از دست دوم فروشی خریده ام؟ چون تاریخش مال سال 1386 است. ولی خب کاملا نو بود و حواشی اش مهم نیست. مهم این است که در کتابخانه ام بود و تصمیم گرفتم بخوانمش. کتاب انگیزشی و برنامه ریزی طور است. نثر کتاب آنطور که من دوست داشتم روان نبود و کمی ثقیل بود برای همین با سرعت کم پیش می رفت و دیدم در کنارش کتاب های دیگری را هم شروع کنم بد نیست. داستان کوتاهی ، رمانی .. چیزی. نمی خواهم خیلی تخصصی در مورد کتاب صحبت کنم. چون اهلش نیستم خیلی.
تنها از چیزهایی که برایم داشت و ازش فهمیدم میگویم برایتان. یک چیزی که خوشم آمد ازش این بود که در مورد بانک عاطفی آدم پیش دیگران صحبت میکرد. میگفت فلان کارها را اگر بکنید حساب عاطفیتان پیش دیگران پر می شود. مثلا خوب گوش بدهیدشان. وسط حرفشان نپرید. قضاوت نکنید و اینطور چیزها. سریع نسخه نپیچید. درک کنید طرف مقابل رو و نویسنده از تجربیات شخصیش میگفت و یا مثالی هم میزد. چیز جالب دیگری که کتاب داشت از صفحه ی اولش آغاز میشد. نقاشی پیرزنی بود که میپرسید در تصویر چه میبینید. خب در نگاه اول آدم یک پیرزن کریه المنظر رو میدید. بعد از یکی دو صفحه میگفت بروید صفحه ی 55 ، همان نقاشی بود. میگفت حالا ده ثانیه به نقاشی نگاه کنید و بگویید چه میبینید. بیشتر که نگاه کردم دیدم در دل آن نقشی دختری زیباروی جای دارد.
نویسنده گفت دیدید که دختری زیباروی هم در تصویر وجود داشت؟ خیلی وقت ها آدم ها دید متفاوتی از شرایط دارند. برای همین سریع کسی که مخالف شما هست را قضاوت نکنید و فحش ندهید بهش. حرف هم را بشنوید،هم را درک کنید و سعی کنید به راه حلی مشترک برسید. حرف های خوب دیگری هم داشت ولی خب همین هایش توی ذهنم پررنگ شده و به یاد مانده. کتاب بدی نبود. و بعضی دوستان ویرگول هم گفته بودن که خیلی ازش استفاده کردن و عالی بوده. ولی خب اگر یک پلو مرغ جلوی افراد مختلف بگذارند هر کسی به اندازه ای ازش استفاده میکند. مثلا من فقط ته دیگش را میخورم چون مرغ دوست نیستم. یکی سینه اش را میخورد. یکی رانش را میخورد. یکی هم همه ش را به انضمام استخوان هایش را میخورد.
برای من این کتاب همان دو نکته ای را داشت که برایتان گفتم و البته صحبت هایی که درباره ی روابط برد-برد گفته بود، که آنها هم خوب بودند.
پی نوشت 1: امروز میخواستم برم باشگاه. خیلی فاصله افتاده هی. چند روز که اتحادیه بسته بودش. الانم که به خاطر شلوغیا. امروزم که به خاطر برف نرفتم. ماشین که ندارم گفتم سخته ماشین گیر آوردن. ولی خداروشکر چه برفی اومد. اصلا انتظارش رو نداشتم. از دیشب شروع شد الانم ده سانت نشسته. زمینا گرم بود فکر نمیکردم بشینه. ولی برای بار هزارم بهم ثابت شد که مشهد مناسبتی برف و بارون میاد. پنجشنبه شهادت امام موسی کاظم شروع شد. شنبه هم مبعث پیامبر صل الله علیه و آله تموم میشه.
پی نوشت 2: یک سریال شش قسمتی تموم کردم. اسمش night manager بود. سریال خوش ساخت و خوبی بود. پشیمون نیستم از دیدنش.
پی نوشت 3: به طور جدی خوندن کتاب شهدای اورازان نوشته ی سید خانوم ویرگول و پدرشون رو شروع کردم. قلم و روایتش که حرف نداره. ولی خب نیرویی عظیم تر پشت این کتاب هست که بی دلیل چشمامو اشکی میکنه و تحت تاثیرم قرار میده. سر همین داستان اول کتاب که در مورد شهید گمنام روستای اورازان بود کلی گریه کردم داستان خیلی جالبی داشت. حالا سر معرفی کتابش بیشتر توضیح میدم. همینجا از سید خانوم تشکر ویژه میکنم که این کتاب رو برام فرستادن.
پی نوشت 4: اهل برف بازی نیستم ولی برای درست کردن آدم برفی و عکس گرفتن ازش شاید دست به عمل شدم.
پی نوشت 5: یک سریال دیگه شروع کردم که در مورد یک حفره ی زمانیه. و زرف از طریق یک کمد میره تو سال 1960 و میخواد جلوی ترور کندی رو بگیره تا شاید دنیا جای بهتری بشه. ایده ش جالبه. تمومش کردم معرفیش میکنم براتون.
پی نوشت 6: حالا به کدوم انتشاراتی اضافه ش کنم که سریع قبول کنه .
پی نوشت 7: چون این چند روزه زیاد پست گذاشتم لینکاشون رو این زیر میزارم اگر دوس داشتین به اونام سر بزنین. سپاس..
معرفی کتاب "حکایت دولت و فرزانگی"
معرفی فیلم "درسو اوزالا " اثری از آکیرا کروساوا
خاطرات راننده ی شب-کار
پی نوشت 8: یک چیز دیگه که این روزا میبینم. برنامه ی دید در شب هست که مال قدیمه ولی همین ساقی فیلمم. اینم برام ریخته و مصاحبه ی رضا رشیدپور با ادمای مختلفه. قسمت پیشش مصاحبه با اکبر عبدی بود. اینی که الان میخوام ببینم با امیر تتلو هست.
پی نوشت 9: بارش برف خیلی خفن شده خداروشکر. و خب یک صلوات برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان علیه السلام بفرستیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
پی نوشت 10: باید اون انتشاراتم رو بکنم فیلم دیدن و کتاب خواندن با سید. فعلا حوصله نداشتم تا صبر کنم رئیس انتشارات کتاب ترند بیاد اکسپت کنه پستم رو ، به انتشارات فیلم دیدن با سید اضافه ش کردم
معرفی فیلم " سرگیجه" اثری از آلفرد هیچکاک
معرفی فیلم مینیون های 1–کوین و باب و استورات
معرفی فیلم " blue jay"+چالش هفته