تا بهار راهی نیست!!!35.699738,51.338060
برای آتش آخشیجان!!!

تمام روزهای گلوله و تیر و باروت !
ساعتهای ترس و خون و فریاد!
دقایق آخر و خونهای ماسیده روی سر و سینه!
ثانیه های امید آخر و گمنامی و آرزوهای دور و دراز!
شبهای سرد و خاکستری!
فرسودگی سالهای خفقان و گرسنگی و حسرت!
همه ی ابرهای سیاه سالهای سیل و طغیان و ویرانگری!
کبودی پای چشمهای زنانگی های در پستو!
زخم تبرها بر تنه ی بی جان نهال ها!
چارقدهای سیاه سوگ و اجبار و اسارت!
اندیشه های منسوخ و مغزهای پوسیده !
ریسمانهای بافته شده با کلمات مقدس!
کبودی تکبر بر گردن آزادی!
باروتها و سلاحها و توپ و تانکها!
سالهای شکنجه و اعتراف و تجاوز و مرگ!
را که سوزاندیم!!!
خاکستر این دردها مینشیند پای درختها و نهال ها !
بهار، شکوفه ها سفید میکنند روزگارمان را!
زمستان می رود اما رو سیاهی اش ماند برای ...!!!!
مطلبی دیگر از این انتشارات
عشق، درد دارد ولی...! ❤️️
مطلبی دیگر از این انتشارات
گزیدن یا گماشتن؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
راهنمای رام کردن اسب دریایی