نگاهی کوتاه به آرای میرزای نائینی

میرزای نائینی یکی از روحانیون دوران مشروطه است که در دفاع از مشروطیت و مخالفت با استبداد به شهرت رسید. کتاب نامدارش، تنبیه الامه و تنزیه المله، شرحی بر آرای اوست. در این کتاب مقدمه خواندنی دارد که آن را علل ترقی اروپائیان و اسارت مسلمانان نامیده است. به طور خلاصه او بر این باور است که اروپائیان ابتدا بر پایه اصول اعتقادی مسلمانان عمل کردند و به پیشرفت رسیدند و بعد آن را منکر شدند. مسلمانان غرق در غفلت و طاغوت بودند و همین امر باعث اسارت آنان شد. میرزای نائینی میگوید عمل است که باعث نتیجه می‌شود و نه ادعا و نام. حتی اگر این عمل از اروپائیان باشد و حتی اگر این نام از مسلمانان باشد.

بلاشک نظم قدیم جهانی در حال فروپاشی است گرچه همه ترجیح می‌دهند آن را جایگزینی با نظم جدید بنامند. کسانی که به جایگزینی می‌اندیشند فارغ از دغدغه عمل و نام هستند. از نظر آنان اگر آمریکا نابود کند اشکال دارد اما اگر کار خودمان باشد خداوند نظری خاص به ما دارد و برای ما قانون دیگری نوشته است. با همین تفکر بود که در دورانی که اروپائیان در حال ترقی بودند مسلمانان به گفته میرزای نائینی به اسارت رفتند.

خبرآنلاین به مناسبت کنگره بین المللی میرزای نائینی که در سوم آبان سال جاری برگزار شد مقاله‌ای کار کرده که در اینجا می‌توانید بخوانید. در کنار این مقاله گفتگو با آقای مجیدرضا حریری که ریاست اتاق بازرگانی ایران و چین را به عهده دارد را هم در فضای نت بگردید و گوش کنید. آقای حریری سازوکاری را توضیح می‌دهد که چگونه در فضای تحریم فساد در ساختار اقتصادی کشور وارد می‌شود، لانه می‌کند و قدرت می‌گیرد. حال برگردید و مقاله را دوباره بخوانید. مقاله بر این باور است که پیمان ابراهیم و مانند آن‌ها و کنسرت غربی‌ها در عربستان مشکل است و این است آن بخش از سبک غربی که مسلمانان در حال تقلید از غرب هستند. تقلید از غرب هم برمی‌گردد به واردات کالا و صادرات منابع و این گونه است که مسلمانان هویت تمدنی خود را از دست می‌دهند.

مقاله خالی از نکات درست نیست اما پایه‌ای بسیار سست و لرزان دارد. اگر شما آن کسی باشید که آقای حریری در مورد آن حرف می‌زند و موقع بهره‌برداری شخصی (مودبانه دزدی) از منابع ملی بسم‌الله بگویید یا نگویید در اصل قضیه فرق نمی‌کند. شما از منابع ملی یک کشور دزدیده‌اید و در مقابل وجدان جهان، که خداوند است، دزد به شمار می‌آیید. اگر آن بسم‌الله بلایی سر شما درنیاورد فایده‌ای برای شما ندارد.

نگرش خداوندی به جهان به نام شما نگاه نمی‌کند. بازی در ساختار مسلط جهان و پذیرفتن قواعد آن و نداشتن وجودی از خود بر پایه باور به خداوند و انسان در نهایت از آدم همان میمون جهش یافته‌ای می‌سازد که تمدن غربی بر آن ساخته شده است. میمونی که در حال انقراض است.

 

پی‌نوشت: در حال حاضرگفتگوی سالم در فضای آنلاین شکل نمی‌گیرد. پیشاپیش از پاسخ ندادن به نظرات پوزش می‌طلبم.