Ards·۵ ساعت پیشخون نگار فصل دوم(بخش دهم)هوای اتاق هنوز بوی رطوبتِ دیشب را داشت. آرمان پشت میز نشسته بود و طومار را جلوی خودش گذاشته بود؛ همان طوماری که حاملانِ نقابدار، با آن نگا…
Ards·۱۴ ساعت پیشخنده های اراویسریلانکلا _1993باران، چهارشنبههای جنگلهای رطوبتی سریلانکا را نفرین میکرد.نه آرام میبارید، نه خشمگین؛ بارانی بود که انگار میخواست چیزی…
Ards·۱ روز پیشخون نگار فصل دوم(بخش نهم)شب آنقدر آرام بود که انگار شهر روی بند نازکی میان رؤیا و مرگ راه میرفت.آرمان از تاکسی پیاده شد.کوچهٔ سنگتراشها مثل زخمی کهنه، لای ساختم…
Ards·۱ روز پیشخلاصه فصل دوم خون نگاربنا به نظر دوستان و خاننده های عزیزم چون چندین داستان رو همزمان داریم جلو میبريم یکم تداخل ایجاد شده و خاننده سر در گم شده توی خواندن داست…
Ards·۲ روز پیشافسانه آرسون در سرزمین آرخال (قسمت سوم)نورِ طلایی که از پشت زایرا میزد، غارِ بیصدا را از حالت مرگ بیرون آورد.تا لحظهای قبل، وجود غار مثل چاه تاریکی بود؛اما با قدم او، سنگها ا…
Ards·۲ روز پیشکروات کلمبیایی(بخش پنجم)شب همان شبی نبود که مدیین به خواب برود. شهر در تاریکی موج میزد و نورهای قرمز و زرد از عمارت مادرو، همانطور که از جهنم بیرون بزند، از پنجر…
Ards·۲ روز پیشوارث معبد خاموش(بخش چهارم)هوا در شهر بوی خفقان و دود میداد. خیابانها باریک، سنگی و تاریک بودند؛ طوری که اگر شمعی در باد خاموش میشد، انگار تاریکی از دیوارها بالا م…
Ards·۳ روز پیشجن زیبای من(بخش پنجم)باد در دشت خوابیده بود، اما قلب سعید مثل طبل قبایل میکوبید.زاریا روی شانهاش سنگینی میکرد؛بدنش گرم نبود…سرد بود.سردیای که مثل یخ اما زند…
Ards·۳ روز پیشمردی که ایستاده مرد(روایت روبرتو باجو – 17 ژوئیه 1994 – فینال جام جهانی – رز بول، پاسادینا)من در مرکز جهان ایستادهام.در قلب یک دهان عظیم که اسمش را گذاشتهان…
Ards·۴ روز پیشکراوات کلمبیایی(بخش چهارم)مه رقیقی از دود سیگار روی سقف اتاق موج میزد؛ پنجرهها با تختههای چوبی بسته شده بود و تنها نور زردی که میتابید از یک لامپ لرزان سقفی میآ…