انسان، شدنیست مستمر و پویشیست خودآگاه، انتخابگر و خودساز
در باب دلقکخانهی ویرگول...

اولین بار که با فضای ویرگول آشنا شدم، گمان میکردم فضاییست برای خورههای کامپیوتر و برنامهنویسی تا تجربهها و علایق خود را در آن پیاده کنند و اگر تکنیک و روشی برای دور زدن فلان باگ در بهمان اسکریپت، سراغ دارند آن را به اشتراک بگذارند تا دیگران نیز استفاده کنند. بعدها با گشتوگذار بیشتر در این فضا پیبردم که قضیه فراتر از این حرفهاست. ویرگول واقعاً متفاوت است! ترکیبی از وبلاگ، چتروم و شبکهی اجتماعی است. برای هر ننه قمری مناسب نیست که درآن فعالیت کند یا حداقل برایش جذابیت لازم را ندارد. اکثر افراد اهل خواندن(مشخصاً کتاب) و نوشتن بودند و این موضوع، فضا را تبدیل به محیطی متمایز از شبکههای اجتماعیِ سطح پایین با محتوای آبطلا میکرد.
گذشته و اکنون:
سال ۴۰۱ را به خاطر دارم که چقدر ویرگول مملو از پستهای سیاسی، دینی و فرهنگی بود. چقدر جَو، هیجانی و پرشور بود و افراد با گرایشهای مختلف سیاسی یا حتی جنسی(!) به نوشتن پست و کامنت و اظهارِ نظر میپرداختند. هنوز که هنوز است خیلی از آن پستها باقیست و همینطور خیلی از آن افرادی که تند و تیز نقد میکردند، گاهاً فحش میدادند و قوانین ویرگول را به نحو احسن زیر پا میگذاشتند اما مثل امروز این حجم از پاکشدن و لغوشدن و ممانعتها بیمعنی بود. در ویرگولی که بعضاً دیده میشود زنانِ تنفروش شماره میگذارند، اکانتهایی که لینک فیلمهای +18 را پخش میکنند، آنهایی که پستهایشان را آغشته به فانتزیهای جنسیشان میکنند و... چرا لحظهای که آن اکانتِ ترول، به یکی از بانوان ویرگول رکیکترین الفاظ را نسبت داد و خیلی از ما آن را گزارش کردیم، خبری نشد؟ چرا این همه اکانت به انحاء مختلف به مقدسترین چیزها توهین و فحاشی کردند، اتفاقی رخ نداد و ویرگول مانند همیشه «لالمونی» گرفت؟ ویرگول همواره عملکردی گزینشی داشته است. بارزترین نمونهی آن هم، همین حوادث دلخراش دیماه بود. عدهی کثیری از کاربران -از جمله بنده حقیر- ساکت نماندند و مشغول نوشتن پستهایی برای تحلیل و تبیین و اعتراض شدند. اما ویرگول فقط پستهای «اینوریها»(بخوانید براندازان!) را در بخش مخصوص خود(این روزها) گذاشت! زمانی که همهچیز محدود شده بود، حتی قسمت کامنت در برخی از سایتها(مشخصاً دستور از بالا)، ویرگول هم دست به همین کار زد! من به هیج عنوان این کارِ ویرگول را «دستور از بالا» نمیدانم! اگر دستور از بالا بود، با انتشارات نمیشد آن را دور زد، اصلا نمیشد پستی نوشت چه برسد به اینکه کامنت بگذاریم!
مدتهاست که کمپینها و مسابقات دلقکگونه ویرگول که برندگانش ارواح و اجنه هستند اعصابمان را خرد کرده. یک روز باید مسئلهمان «بیاختیاری ادرار» باشد روز دیگر «پریودشدن خانمها»، روز دیگر...(استغفرالله!) بخش «تماس با ما» را هم که عملا بستهاند به درخت و رهایش کردهاند! هیچوقت ویرگول برایش مسئله شده است که چرا کاربرانش مدام پستهای خداحافظی و ترکتمیکنیم و دهنتسرویس مینویسند؟ کسی هست صدای ما را بشنود؟ کسی هست صدای «دستانداز» را بشنود؟
ویرگول باید یادبگیرد در اجرای قوانینش مماشات نکند. اگر «علیآقا» فحش داد به او اخطار دهد و اگر «دستانداز» فحاشی کرد دکمهاش را بزند. هرکسی پست توهینآمیز نوشت با هرتعداد فالور باید پاک شود؛ چه اینوری چه آنوری! نقد با توهین و فحاشی متفاوت است. هرکسی میتواند هرچیزی را در هرموقعیتی زیر تیغِ تیزِ نقد ببرد و موشکافی کند. بسیاری از پستهایی که پاک شدند(از هر جناح و عقیدهای) اکثراً خالی از توهین و فحاشی بودند. طرفی که برانداز بود بدون هیچگونه بیادبی و فحاشی، نقدش را کرد اما پستش پاک شد. چرا؟ چون مغایر با قوانین ویرگول بود!!! خب این قوانینِ مزخرفِ ویرگول تا به حال کدام قبرستانی بودند که یهو پیدایشان شد؟ همانطور که گفتم قطعاً این سیاست از جانب خود ویرگول است. مثل همه دلقکبازیهایش...
در انتها باید بگویم که من حالا حالاها از ویرگول نخواهم رفت، چون فعلا با تمام شیطنتهایش بدیلی برایم ندارد. و سخت است که دوستان عزیز و لذیذم را ترک کنم. میسازیم و میسوزیم دیگر...
از دوست و برادر بزرگترم جناب محسنی هم میخواهم که این ویرگولِ اسکلِ ما را به بزرگی خودش ببخشد و دوباره برایمان بنویسد. همانطور که ویرگول بدون رسانهصلح، علیآقا، حمید مصیبی، میثم قنبری، خانم آیدا و آسیه و مابقی مخالفان اندیشهای معنا ندارد، بدون امثال شما هم چنگی به دلمان نمیزند!
پ.ن
برای نوشتن پستهای اعتراضیِ ویرگولی، انتشارات ویرگولدهنتسرویس در خدمت شماست!
ماه رمضان درجه یکی در پیش داشته باشید انشاءالله.
این روزها هم میگذره، هرچند سخت...
نوشتههای دیگر:
مطلبی دیگر از این انتشارات
چگونه بنویسیم که سانسور نشویم!
مطلبی دیگر از این انتشارات
پرسشنامه کریپتون | از آخرینها بگو!
مطلبی دیگر از این انتشارات
«فضای غبارآلود استدیوی خبر» حذف شد