برگی از روزمرگی های یک گروگان

جز عادات بدی که دارم اینکه اگه اتفاقی بیفته که نظم زندگیمو بهم بزنه بدجوری بهم میریزم. مثلا وقتی بیماری به سراغ خونه ام میاد بیشتر از خود بیماری که پر از درد و تحلیل قوای جسمانی است دردی که بیشتر برایم عذاب آوره، بهم خوردن نظم زندگی است.

در روزهای قرار دارم که قطعی اینترنت بخش عمده ی از فعالیت‌های روزمره ام را ساقط کرده.

چرخه ی روزهای من به شرح زیره:

اگر هفت صبح را اول وقت بدانیم معمولا جز آدم های هستم که صبح زود از خواب بیدار میشم و ماقبل این روزها با دوست دارم زندگی رو کش و قوسی به تن میدادم و روز را آغاز میکردم.

صبحانه و چک کردن گوشی و دیدن دوستان در شبکه های اجتماعی که گاهی همراه با بدگویی هم بود اما بود و پیام های دریافتی از جامعه اطراف ام که مرا به یاد داشتند.

بعد هم بنام خدا در لب تاپ که گویی کره کره دکان کاسبی من باشد را بالا میزدم و شروع به خواندن اخبار مهم اقتصادی و نگاه به چارت ها و تحلیل و پوزیشن ست کردن.

سپس لینکدین و چک کردن اتفاقاتی که برای همراهان حرفه ایم در حال وقوع است و چک کردن افرهای کاری که بدلیل نظم مورد علاقه ام این روزها اصلا حوصله ی درگیری کارهای اداری را اصلا ندارم و طبق معمول همه را ریجکت میکردم و تنها مواردی که پروژه محور بودن را پاسخگو بودم.

ورزشی جهت بازسازی ماهیچه و تامین نشاط برای مابقی روز و حس لذت پس از پایان تمرین. معمولا چون آدم اجتماعی نیستم در خانه ورزش می‌کنم همراه با یوتیوب و آنلاین. و همراه با موسیقی که از اسپیتفای پخش می‌شد.

بعد هم استراحت و دریافت پروتئین و کالری شماری و محاسبه ورودی های خوراکی و پروتئین دریافتی بدن با AI

بعد از کمی ورزش و استراحت تنها چیزی که میچسببید یک سیگار لب پنجره ی یا بالکنی است همراه با چای تازه دم.

در تمام این حرکت ها گوش چشمی هم به دکانم و حرکت چارت ها داشتم. برای من برنامه نویس که صبح تا شب باید کد بزنم این بهترین روش پول در آوردن است. تحلیل درست، اوردر گذاری درست و کنترل طمع و گرفتن سود و خارج شدن. شاید یکی از دلایلی که به دنیایی حرفه ای خودم بر نمیگردم هم همین تایم آزادی باشد که به سبب انتخاب این مسیر برای پول در آوردن گرفته ام. دیگر حوصله ی کار تمام وقت که حتی نتوانم ورزش کنم را ندارم حتی اگر کمتر از آن پول در بیاورم.

حالا زمان کتاب است. برای خودم تارگت روزی ۵۰ صفحه گذاشته ام و میخواانم و میخوانم و لذت میبرم. معمولا تارگت ۵۰ صفحه را هم اکثر روزها نمی زنم اما خوب همیشه سعی میکنم که آهسته هم که شده پیش بروم.

و بعد زمان آموزش است. معمولا در حال یادگیری زبان هستم چون هی میرم جلو و ول میکنم هی در حال آموزش هستم. باز هم با میسای عزیزم در فرازبان یوتیوب. بعد هم آموزش های بحث های فاندامنتال ارزها و چک کردن ویدیوهای آموزشی در این حوزه. دکان هم که همیشه باز است و در مانیتور بالا دستی همش روی صفحه است.

حالا نوبت دیدن فیلم و سریال زبان اصلی است که هم عاشق سریال و فیلم خوب دیدن هستم هم برای تقویت لیسنیگ حیاتی. در حال تماشای سریالی بنام outlander بودم که جز فصل اول و دومش مابقی از نظر من چرت بود ولی چون توان نیمه کاره گذاشتن کاری را ندارم باید تا انتها ببینم و تا بتوانم از شرش خلاص شوم. فصل هفتش باقی ماند و اینترنت قطع. داخلی ها هم جایگزین مناسبی برایش نیست اگر می‌خواهید پیشنهاد بدید. چون فیلم با سانسور اصلا توی کتم نمیره.

مابقی روز دیگر تکراریست اخبار و چای و چارت و کتاب و تلگرام و اینستاگرام.

شاید در نگاه کلی روز کسل کننده ای برای اکثر شما باشد اما من دلم برای این روزهای تخ..ی کسل کننده تنگ است.