برای بهتر شدن تلاش می کنم:)
نامههای بلو به آقای دارسی/ شماره یک
سلام آقای دارسی.
حالتان چطور است؟
ماه این شبها زیباتر از قبل میتابد آنقدر که دلم میخواهد شب را توی حیاط و رو به آسمان به سمت جنوب غربی بخوابم اما ستارههای آسمان ما اندک و دورند، ستارههای آسمان شما چطور؟
ستارهها وقتی دور باشند حتی اگر پرنور باشند، از اینجا کمجان نشان داده میشوند.
نسیم ملایمی میوزید که خنک نبود اما از آنجایی که آدم مهربانی هستم، چشمانم را بستم و جوری لبخند زدم که نسیم فکر کند خنک است و مرا هم خنک کرده.

امروز خیلی ناراحتم کردند آقای دارسی، اگر حرف میزدم دلشان را میشکستم و اگر حرف نمیزدم، دل خودم میشکست. ترجیح دادم دل خودم بشکند. چون اگر دلشان را میشکستم بعد عذاب وجدانش علی رغم. اینکه حق داشتم گریبانم را میگرفت. به نظرم دلشکسته بهتر از وجدان پشیمان و ناراحت است.
من حال دلم را خوب میکنم نگران نباشید، مثلا وقتی چایی میخوردم و به ماه نگاه میکردم، توی ذهنم با شما کلی حرف زدم و حالا کمی هم برایتان مینویسم.
راستی اقای دارسی، شما میدانید ابرهای بارانزا، فصل تابستان کجا میروند؟
اگر میدانید لطفا مرا ببرید آنجا، دوست دارم شب را با صدای قطرههای باران بخوابم و صبح که پنجره را باز میکنم بوی باران بیاید داخل و دستم را که دراز میکنم شاخههای درخت گیلاس یا آلبالو به من سلام کنند.
راستی امروز کسی گفت خیلی کوچولویی و سنت به قد و قوارهات نمیخورد. راستش بهم برخورد و البته گاردم را کمی پایین آوردم اما گفتم که از این حرف حس خوبی نگرفتم و ظریف با کوچولو فرق دارد، اینکه نسلهای امروزی اغلب اسکلت درشتی دارند دلیل نمیشود که ما کوچولو باشیم، ما ظریفتریم به نظرم.همان نازکتن.
اینکه هر کلمه را از زبان چه کسی بشنویی خیلی مهم است. مثلا اگر شما میگفتید، جوابهای قشنگ و بهتری داشتم و گاردی هم در کار نبود اما غیر از شما بگوید قضیه فرق دارد.
برای نامهی اول زیاد نوشتم؟
عیبی ندارد، تا نامه بعدی میتوانید چندین بار بخوانید.
یک عکس هم برایتان میفرستم، همان عکسی که در اینستاگرام شیر کردم و این اتفاقات افتاد را هم میفرستم.
مراقب خودتان باشید و برایم بنویسید.
ـ بلو
• شماره یک
مطلبی دیگر از این انتشارات
°•مرثیهای برای واژهها•°
مطلبی دیگر از این انتشارات
دلنوشته قسمت اول
مطلبی دیگر از این انتشارات
آخرین سخن.