نویسنده و برنامه نویس
نا عادتی مزمن

ما به این چیزها عادت نداریم. این که سرمان را درست بالا بگیریم؛ سینه ی مان را جلو بدهیم و صاف بایستیم.
عادتمان نمی شود لبخند به صورت داشتن، دلخوش بودن و اشک نریختن.
عادتمان نمی شود پنجره را باز کنیم و برای یک بار هم که شده آسمان آبی باشد. پنجره که باز شود، چشم هامان قرمز می شود و قدمان خمیده.
عادتمان نمی شود زندگی کردن را؛ زنده بودن را.
منطق را زنده نگه می داریم که چه؟ کجای این زندگی درهم عصای دستمان بوده؟ مگر نمی بینیم که همه چیز و همه کس تسخیر شده؛ آن هم توسط مرده های متحرک.
به منطق رای دادیم تا لب به لب همه ی ظروفمان پر از آشوب باشد؟
نه.
ما حتی به این هم عادت نداریم.
گمانم دلمان خوش نیست که به این آسانی عادت نمی کنیم. کجاست آدم دلخوشی که عادتش باشد خندیدن، شاد بودن و کمی هم زنده بودن.
ما کجای این زمانه جان دادیم که هیچ چیز عادتمان نمی شود؟

پ.ن: تمامی حقوق مادی و معنوی این اثر متعلق به مجید نهازی است.
پ.ن: تمام تصاویر توسط هوش مصنوعی ایجاد شده است.
مطلبی دیگر از این انتشارات
آخرین سخن.
مطلبی دیگر از این انتشارات
فردا همه میآیند
مطلبی دیگر از این انتشارات
امواجِ ایران