
"دیوانگان را مورد تمسخر قرار ندهید, زیرا جنون آنان بیشتر از جنون شما است, تفاوت همین است"
1.
کتاب پادشاه زردپوش یک کتاب داستان کوتاه از نویسنده آمریکایی رابرت دبلیو چمبرز است که در سال ۱۸۹۴ میلادی منتشر شده است. نام این کتاب برگرفته از نمایشنامهای با همین عنوان است که به عنوان یک موتیف در برخی از داستانها تکرار میشود. نیمه اول کتاب دارای داستانهای ترسناک بسیار معتبری است و منتقدان آن را به عنوان یک کتاب کلاسیک در زمینه ماوراء طبیعی توصیف کردهاند. لین کارتر آن را "یک شاهکار مطلق، احتمالا بزرگترین کتاب فانتزی عجیب و غریب که در این کشور بین مرگ پو و ظهور لاوکرفت نوشته شده است" نامید.
چهار داستان اول با سه وسیله اصلی به هم متصل هستند:
نمایشنامه ای در قالب کتاب با عنوان پادشاه زردپوش
موجودی مرموز و بدخواه ماوراء الطبیعه و گوتیک معروف به پادشاه زردپوش
نمادی ترسناک به نام علامت زرد
این داستانها لحن وحشتناکی دارند و بر اساس داستانهای دیگر، شخصیتهایی را متمرکز میکنند که اغلب هنرمند یا منحط هستند.
داستانهای اول و چهارم، «تعمیر آبروها» و «نشان زرد» در آیندهای خیالی در آمریکای دهه 1920 میگذرد، در حالی که داستانهای دوم و سوم، «نقاب» و «در دادگاه اژدها» هستند. این داستان ها با این مضمون تسخیر شده اند: "آیا علامت زرد را پیدا کردی؟"
شخصیت ترسناک در طول داستانهای باقیمانده بهتدریج محو میشود و سه مورد آخر به سبک داستانی رمانتیک رایج در آثار بعدی چمبرز نوشته شدهاند. همه آنها به واسطه فضای پاریسی و قهرمانان هنریشان با داستان های قبلی مرتبط هستند.
"دوست داری برات از اون تعریف کنم، پیشی؟ بانوی تو خیلی زیباست. موهای سنگینش هم مثل طلای صیقل خورده براقند. می تونم نقاشی اش کنم، البته نه روی بوم، چون اون وقت به رنگ ها و سایه هایی نیاز خواهم داشت شکوهمندتر از رنگین کمان. اون رو فقط می تونم با چشای بسته نقاشی کنم…"
کتاب پادشاه زردپوش مستقیما راجب خود پادشاه اطلاعاتی به ما نمیدهد بلکه به ما چند داستان مختلف میدهد از زندگی افراد مختلف که در آن داستان ها آنها به کتاب پادشاه زردپوش برخورد میکنند که خواندن بیش از حد این کتاب باعث بدست آوردن تمام علم دنیا و همان علم غیب خودمان میشود, اما شاید از خود بپرسید خب چه موردی دارد؟ خیلیم خوب است!..
"آه! حالا فهمیدم! تخت و امپراطوری را مال خود کردید! وای! وای بر شما که میخواهید تاجی را بر سر خود بگذارید که از آن پادشاه زردپوش است!" -کستین هیلدرد, راوی بخش اول.
در طول این داستان ها شخصیت های کتاب آن کتاب را "زشت" و "غیر قابل فهمیدن انسان" توصیف میکنن.
محتوای این کتاب به این صورت است:
I احیاگر آبرو
II ماسک/نقاب
III در دادگاه اژدها
IV نشانه زرد
البته تعداد محتوایای این کتاب بستگی به چاپش دارد.