اگه دوست داشتی، با اینا به یاد من بیفت!

بسم الله

پیش نوشت! :

نمیدونم چرا باید یکی به یاد من بیفته، این پست رو برای این نوشتم چون پست های دیگران رو دیدم و دیدم که خیلی حال خوبی منتقل میکنه ( هم به اون کسی که مینویسه و هم به دیگران )

این شد که نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و تو این چالش شرکت نکنم!

ولی امیدوارم یه روزی که نبودم ، بگن چقدر حیف باشه که این رفت . وقتی رفته باشم که یه کاری انجام داده باشم. و با اینکه رفتم هم همچنان کار انجام بدم با اثری که با خودم باقی گذاشتم...

اون وقته که شاید اگه یه کسی به یاد من بیفته خوب باشه. البته نه با همه این چیز میزایی که این زیر نوشتم.

احتمالا اگه کسی به اون مرحله برسه با یه سری چیز میزای بهتر و باحال تری یادش کنن. اینا که خیلی هاشون خیلی بی ربطن...


اگه شور و ذوق فراوونی برای نوشتن از خودت و کسی دیدی به یاد من بیفت!

اگه یه کسی رو دیدی که نمیتونه بین ریاضی و همچنین کار به شدت خشک و منطقی برنامه نویسی با کار های به شدت لطیف هنری یه کدوم رو انتخاب کنه به یاد من بیفت!

وقتی یه کسی رو دیدی که پِیِ جفتش رو می گرفت یاد من بیفت...

اگه یه فیلم یا انیمیشن دیدی یا یه بازی رو دیدی و بازی کردی و بیشتر از اون که خود اون محصول درگیرت کنه اینکه چطوری ساخته شده و همچنین اینکه چه فکر هایی تو سر سازنده یا سازنده هاش بوده و چی میخواسته بگه درگیرت کرد و هر چی بیشتر فکر کردی خالق های اون اثر رو تحسین کردی و کف کردی یا حتی نقد کردیش (که چه غذای مسمومی رو داره به مخاطباش هدیه میده!) و تو دلت بهش فحش دادی ، یاد من بیفت!

اگه حس و حال نقد فیلم رو داشتی ولی بلد نبودی مثل یه نقد کننده حرفه ای درست و حسابی نقد کنی

اگه یه فیلم سینمایی یا حتی یه سریال رو ندیده برای آشنا هات نقد کردی ( بر اساس مقاله هایی که تو سایت های مختلف اینترنتی هست) یاد من بیفت!

اگه یه وقت گذرت به سایت inaghd.ir افتاد یاد من بیفت! (به شدت دنبال کننده این سایت و کانالش هستم چون نقد و بررسی هاش کاملا با سایت های دیگه متفاوته و کامل تر و دقیق تره)

اگه یکی دیدی عاشق خبر های رسانه هست ( حالا چه فیلم چه انیمیشن چه بازی چه کتاب و... ) یاد من بیفت

اگه ویرگول(با تمام بدی ها و نامردی هاش) رو با اینستاگرام مقایسه کردی و ویرگول رو بیشتر دوست داشتی و ترجیح دادی یاد من بیفت

اگه اتاقی دیدی پر از این برگه های مربعی رنگی که تو هر کدومش یه نوشته ای هست یاد من بیفت!

اگه عاشق ایران بودی ، کف کردی که چطوری شد تو همچین کشور و جامعه ای با این فرهنگ متولد شدی و خدا رو شکر کردی ، یاد من بیفت

اون لحظه ای که عشق خیلی زیاد نسبت به خانواده ت مخصوصا نسبت به مادرت پیدا کردی یاد من بیفت

اگه یه کتاب طنز ( مخصوصا طنز فارسی) داشتی میخوندی با هر ورق زدنش میتونی یاد من بیفتی

کتاب های مهرداد صدقی ( مخصوصا آبنبات هل دارش) یا کتاب های داوود امیریان یا ابوالفضل زرویی نصر آباد...

اگه شخصیت اصلی اون کتاب یه پسر بچه ی شیطون بود میتونی یاد من بیفتی، شاید بهتره بگم میتونی یاد من و حسنی بیفتی .

هر وقت داشتی کتاب های سید مهدی شجاعی رو میخوندی و از آرایه های بسیاری که به کار برده لذت میبردی یاد من بیفت!

اگه تو یه رویداد اجتماعی شرکت کردی و دوست داشتی هی عکس و فیلم بگیری تا اونایی که ندیدن هم ببینن و آگاه بشن یاد من بیفت

اگه یه مهمون یا کلاً یه کسی اومد کنار کتاب های خونتون و داشت بهشون نگاه مینداخت و دوست داشتی هی کتاب های مختلف رو بهش معرفی کنی یاد من بیفت

اگه یه وقت دوباره یه قسمتی از سریال قدیمی «خانه سبز» رو دیدی و با همه سادگی این سریال کیف کردی یاد من بیفت. ( خانه سبز فقط یه سریال طنز نیست سر تا پاش بوی زندگی میده بیشتر فصل های «پایتخت» هم دقیقا همین ویژگی رو داشتن)

اگه حس کردی یه عالمه چیز بلدی ولی در عین حال هیچی بلد نیستی یاد من بیفت

اگه یه دوره ی مجازی رو سه سال پیش (شاید هم بیشتر) خریدی و هنوز تمومش نکردی یاد من بیفت!

اگه تو دفترت داشتی برای خودت برنامه ریزی میکردی یاد من بیفت

یاد من بیفت وقتی داشتی دفترچه یا دفتر هایی که قبلا پر کردی رو ورق می زدی

وقتی که دلتنگ کودکی یا نوجوونیت شدی یاد منم بیفت

وقتی داشتی به کنکور لعنت میفرستادی و نظام آموزشی رو نقد می کردی و همزمان عاشق درس و مدرسه و معلما بودی یاد من بیفت

اگه سال کنکور همزمان هم بدترین و خاطره نَیَنگیز ترین سال تحصیلیت بوده هم بهترین و خاطره انگیز ترین سال تحصیلیت یاد من بیفت!

اگه دانش آموز هستی و موقع مدرسه ها وسط امتحانات هر سال هی با خودت میگی : « آخ که اگه تابستون بیاد! چه کار هایی که نکنم!» ولی تابستون ها بیاد و هنوز خیلی از اون کار ها که اون موقع تو سرت بوده رو انجام ندادی یاد من بیفت!

وقتی یه عالمه لوح تقدیر داشتی ولی نمیدونستی آخرش این همه لوح تقدیر ریز و درشت به چه درد میخوره و هر چی فکر کردی دیدی حتی فایده مادی خاصی هم نداره یاد من بیفت

اگه تایپ کردن با صفحه کلید چه برای نوشتن چه برای کد زدن حس خیلی خوبی داد بهت یاد من بیفت

اگه پست هایی که آقای شهبازی از کار های خلاقانه شون میذارن رو خوندی و لذت بردی و بعدش قلقکت داد تو هم یادبگیری و از این کار ها بکنی و کردی یاد من بیفت!

اگه تشنه ی نوشتن و خوندن پست های طنز داستانی یا خاطره طنز و حال خوب کن و باحال هستی یاد من بیفت

اگه دانش آموز هستی و دانش آموز بودن رو دوست داری یاد من بیفت!!

اگه معلم هستی یاد من بیفت!!

اگه یاد زنگ نگارش یا انشا افتادی و دلت غنج رفت یاد من بیفت!

اگه وقتی دانش آموز بودی ازت میپرسیدن چه درسی رو بیشتر از همه دوست داری ، میگفتی ریاضی و نگارش و فارسی ( هر سه تاشون به اندازه هم) دقیقا یاد من بیفت!

اگه یه وقت یه انشا یا یه شعری نوشتی(یا نوشته بودی) و سر کلاس خوندی(یا خونده بودی!) و همه کلاس از خنده روده بر شدن یاد من بیفت

وقتی گهگداری یه شعر هایی مینویسی که پر از ایرادن،

شعر می نویسی ، دفتر یا دفترچه شعر داری برای خودت ولی نمیشه بهت گفت شاعر یاد من بیفت!

اگه توی ویرگول صمیمیت ها و شوخی های و زیاد و عجیب غریب بین افراد نامحرم دیدی ( از افراد حداقل به ظاهر مذهبی . باقی افراد رو طبیعتا کاری ندارم و تعجبی نداره) و برات سوال شد که آیا این افراد توی فضای حضوری هم همینقدر با هم صمیمی میشن یا فقط توی فضای مجازی این صمیمیت ها حلاله ؟! یاد من بیفت!!!!

اگه دوست داشتی دیوار های اتاقت به جای اینکه از جنس آجر و گچ و رنگ باشن از سر تا پا پر از قفسه های کتاب و پر از کتاب باشن (همه طرفش) یاد من هم بیفت چون این یکی از آرزو های من هم هست.

اگه یه وقت رفتی تهران و مترو یا اتوبوس سوار شدی و از اون بی حوصلگی و خشکی افرادی که اون تو هستن اعصابت خورد شد یا تعجب کردی یاد من بیفت...

اگه علاقه وافری داشتی به اینکه از زبون افراد مختلف و چیز میزای مختلف ، از دید بی جون ترین چیز ها حتی چیز هایی مثل دیوار هم بنویسی یاد من بیفت!

وقتی حس کردی هر چی بزرگتر میشی دنیات هم خاکستری تر میشه ، به تبعش قلمت هم همینطور ، یاد من هم بیفت.

وقتی حس کردی اوایل نوجوونی خیلی قشنگ تر و خلاقانه تر می نوشتی و یه حسرت ریزی هم خوردی یاد من بیفت.

هر جا کلمه امید رو دیدی بی ربط و با ربط ، یا حرف از امید و امیدواری شد یاد من بیفت

اگه یه وقت یه پست غیر داستانی نوشتی و آخرش نفهمیدی چطوری باید تمومش کنی یاد من بیفت!