یلدام،عاشق لطافت شکوفه های گیلاس و نرمی کاهی کتاب و زیبایی مسحور کننده ی ابر ها☁️یه آدم معمولی که در تکاپوی بهتر شدنه✨
اگه یه روز نباشی با اینا یادت میوفتم.

دلم میخواست درباره ی خودم بنویسم و چالش و خراب نکنم ولی همش فکر مریم میومد وسط ذهنم نمیشد پس اول اینو مینویسم بعد شاید درباره ی خودم هم گفتم.
من اصلاً دلم نمیخواد نبودنت رو ببینم اما اگه یه روز نبودی، من با شنیدن صدای "محسن لرستانی" یادت میوفتم، مخصوصاً اونجا که میگه : «امشو موخام مست بکنم» و با آهنگای این مدلی با آهنگ : «سابقه داری، مثل سیگار نخ به نخ دنیامو نابود میکنه»، من هر وقت او و دوستانش بخونن : «اون رفت اون رفت برای همیشه» یاد تو میوفتم، یاد اینکه این آهنگو تصرف کردی و اجازه نمیدی من گوشش بدم چون اول تو دانلودش کردی، پلی لیست moodymix6 و علیرضا اف اس هم همینطور (و بامداد)!
با علیرضا قربانی مخصوصا که میگه : «عالم به آدم سجده کرد» بس که همیشه دوست داری به همه چیز سجده کنی در برابر عظمت خالق و فلان، هر جا حرفی از فضا و کهکشان باشه یادت میوفتم.
من هر وقت بجای عصبی شدن سعی کنم با مدارا با آدما حرف بزنم و بجاش احترام دریافت کنم، یاد تو میوفتم؛ هر وقت به کسی حق بدم،هر وقت آدم بیش از حد مهربونی رو ببینم، هر وقت از پرنس میشکین داستایوفسکی بخونم، هر وقت کسی مولانا بخونه هر وقت چشمم به اون شعر بیوفته که میگه :«مُرده بدم زنده شدم» با خسرو شکیبایی من هر وقت کریسمس و ریسه ی رنگی ببینم یادت میوفتم، من با دیدن لباسای شیک که سلیقه ی هر کسی نیست یاد تو میوفتم که با هر خرید به ایتالیا فکر میکردی.
من هر وقت اتوبوس و راننده اتوبوس و کامیون ببینم یادت میوفتم هر وقت وسط درد و دل جدی و احساسی با کسی طرف یهو بگه هوس برنج کرده با مرغ نادرانکی یادت میوفتم.
هر وقت یکی ازم تعریف کنه بگه صورتم استخوانیه و قیافه ام شبیه مدلاست یاد تو میوفتم.
هر وقت یکی یه چیزی تو ذهنش باشه ولی نتونه بگه و کلماتو جابجا بگه و بامزه بشه.
هر وقت کسی تو اسنپ جلو بشینه یادت میوفتم.
من با هر بار رد شدن از هر اتاق شماره ی چهاری یادت میوفتم، با هر بار رد شدن از مغازه ی آزادی و بستنی نعمت و پاساژ صدف!(همونطور که احتمالاً تیس و بازار چینیاش تو رو یاد من میندازه.)
غروب منو یاد تو میندازه یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه!
من هر بار آدمی با ویژگی های حبیب لیسانسیه ها ببینم یاد تو میوفتم و یا وقتی کسی رو میبینم که زیاد از خودش تعریف میکنه(شرمنده)یا وقتی آدمی رو ببینم که سطح طنزش فوق العاده باشه و بتونه وسط گریه و قهر و دلخوری و دعوا و همه چیز آدمو بخندونه ولی اصلاً بهش نیاد و هر جایی هم رو نکنه یادت میوفتم.
هر بار رئال بازی داشته باشه هر بار یه استقلالی ببینم.
هر بار کسی بیش از حد همه چیزو تحلیل کنه و از یه چیز کوچیک یه داستان بزرگ بسازه، یا وقتی کتاب میخونه بجای غرق شدن تو زیباییش به این فکر کنه که نویسنده چقدر باهوش بوده که تونسته کلماتو اینجوری بچینه و به چینش کلمات فکر کنه.
هر بار هر کدوم از کلمات لغت نامه ی خودمون رو میشنوم یادت میوفتم ترمیتا، فاطی، دکان پولدارا و فیلم دایره ای که به ویدئو مسیج میگیم و اسمای دیگه ای که رو چیزای مختلف گذاشتیم و فقط خودمون از داستان پشتش خبر داریم.
هر وقت کسی کنار ساحل و کوه و کافه و تو موقعیتای مختلف ازم بپرسه :« الان چی میچسبه؟» و بدونم هر چی خوراکی اسم ببرم، میگه "نه" چون داره به قرآن خوندن و عبادت فکر میکنه، یادت میوفتم.
هر وقت کسی تو بدترین موقعیت و وسط بدبختی و حال بدش، خودش رو مسخره کنه و تازه ازش ولاگ درست کنه یادت میوفتم.
هر وقت یه نفر از خواب بیدارم کنه و خیلی جدی شروع کنه سخنرانی کردن درباره ی اینکه ما باید خدا رو بابت سالم بودن شکر کنیم! یادت میوفتم.
با پزشکی یادت میوفتم هر بار که دکتر ببینم و با هر مطلبی که بهش مربوط بشه، یاد اینکه وسط غذا خوردن یا فیلم دیدن یا هر چی یهو شروع میکنی برام از ویژگی های قلب و کبد گفتن.
من هر بار از ته دل بخندم یاد تو میوفتم، هر بار کسی بابت گریه کردنم مسخرهام کنه، هر بار کسی بهم بگه بچه.
هر وقت کسی درباره ی خودش بگه پیره و با نسل جدید فرق داره.
هر بار با کسی بحث کنم و بدونم مقصرم اما دلم گرم باشه که طرف مقابل میاد پیشم، یادت میوفتم(بازم شرمنده)
و هر بار صادقلو بخونه : همه برن تو میمونی تو رفیق روزای سختی.
درواقع من همیشه به یادتم عزیزم.

پ.ن : شاید موقت بستگی داره خوشش بیاد یا نه!
چالش هفته: اگر به زمان گذشته بر می گشتی...؟
از مدرسه تا دانشگاه?
شاید بتونم؟