در این مکان انسانی میزیستد
به یادم بیار

آن روزی که من مرده بودم یا چمیدانم اگر دیگر پیشت نبودم
با دیدن برف به یاد من بیوفت
با دیدن ستاره و آلبالو،گل بابونه و تلفن عمومی ها و اتوبوس های قرمز لندن، به یاد من بیوفت
با نقاشی های دالی،با دیدن شرلوک، با خواندن راجب جنگ جهانی دوم، با دیدن دزیره به یاد من بیوفت
یا هرگاه در زمستان بودی،هرگاه برج ایفل را دیدی،هرگاه با انیمه های میازاکی لبخندی زدی من را به یاد بیار
اگر اخوان ثالث خواندی به یادم بیوفت
اگر تصمیم گرفتی ویگن گوش دهی و بلافاصله بعدش مانسکین و یا اگر شبی با هندزفری خوابت برد، به یادم بیوفت
هرگاه شخصی را دیدی که لقب ملیجک جمع را میگیرد، به یاد من بیوفت
هروقت پاسور بازی کردی و سر باختش بی جنبه بودی ، یا کلکسیونی را دیدی،من را در خاطرات زنده کن
هروقت دیدی شخصی آنقدر پر حرف است که همه کلافه شده اند و یا شخصی را دیدی که موهای فرش را اتفاقی صاف کرده است، و یا کسی را دیدی که روی بینیش خال دارد، قول بده که به یادم بیاری!
و اگر مداد رنگی،دوربین عکاسی،گرامافون،قورباغه و آثار تیم برتون را دیدی امیدوارم به یادم بیوفتی.
مطلبی دیگر از این انتشارات
ماجرای یک تصمیم...
مطلبی دیگر از این انتشارات
برید کنار که ملکه افتخارات وارد می شود!
مطلبی دیگر از این انتشارات
•از من دور نشو²•