Remember me

میتونی یاد من بیافتی

وقتی با فکر کردن به مامانت بغض کردی،

وقتی از فکر کردن به عظمت و زیبایی آسمون به گریه افتادی،

وقتی دلتو دادی به قلمت و یهو دیدی متنت تاریک و غمگین شد،

وقتی برای چیزای کوچیک ذوق کردی،

وقتی دربرابر اتفاقات و طوفان‌های بزرگ مثل کوه محکم بودی؛ ولی به ساده‌ترین دلایل قلبت شکست،

وقتی ترجیح دادی نخواستنی باشی تا کسی که دیگران تاییدش می‌کنن،

وقتی با همه چیز و همه کس حتی خودت لج کردی،

وقتی توی تاریکی زندگی کردی و دیگران رو به روشنی تشویق کردی،

وقتی بهت گفتن پیچوندن کلاست آخرین خلافته و تو دلت نیشخند زدی،

وقتی مطمئن بودی یه هیولا درونت زندگی میکنه و روش کراش داری،

وقتی بعد از دیدن فیلم ترسناک مدام توهم زدی یا موقع تماشاش خودتو صددرصد جای نقش اصلی گذاشتی و سکته زدی،

وقتی خودتو افراطی درگیر یه سری چیزا کردی تا درد ناشناخته‌ات رو نفهمی یا آرومش کنی،

وقتی چیزایی که با تمام وجود دوست داشتی رو مسخره کردن ولی بازم به خودت اومدی و خودت رو تو آغوش موردعلاقه‌هات پیدا کردی،

وقتی وسط نوشتن چشمات پر شد و مثل ابر بهار گریه کردی،

وقتی که حضورت عمیق بود و رهگذرها رو درگیر خودش نکرد،

و زمانی که تحت هر شرایطی از آسمون عکس گرفتی!

درواقع منو میتونی تو زیباییِ آسمون، سکوت مرموز جنگل، خشمِ یه مبارز، بوی نسکافه، همخوانی با آهنگ موردعلاقت، به وقت دلقک شدن پیش خانوادت، توی یه آغوش گرم، یه حرف دلگرم‌کننده از طرف یه غریبه، بوسه روی پیشونی، یه ماکارونی خوشمزه، هیجان بالای سرعت و شهربازی، گلبرگ‌های یه گیاه آپارتمانی، توی نُت‌های رنگارنگ با محتوای خودارزشمندی، گریه‌های بی‌صدای نیمه شبی، یا گرسنه شدن موقع تماشای فیلم و سریال محبوبت پیدا کنی.

البته وقتی هزاران سناریو راجع به کراشت ساختی و مطمئن بودی هیچکدوم توی واقعیت امکان‌پذیر نیست هم، من هستم.

حتی وقتی چشمات رو بستی تا ببینی کودک درونت در چه حاله هم باز هستم.

اگه یه عمر طول میکشه یه کتابی رو تموم کنید از منم یاد کنید:')
اگه یه عمر طول میکشه یه کتابی رو تموم کنید از منم یاد کنید:')

راستی موقع درس خوندن توی شرایط غیرعادی و تقلب نوشتن روی دست و پا هم پایه‌ام:)

از مزایای اینکه دوستام میدونن عاشق آسمونم اینه که عکس میگیرن برام میفرستن و من خرذوق میشم:)

اینا رو ثمین خوشگلم برام گرفته:)
اینا رو ثمین خوشگلم برام گرفته:)

وقتی فیلم اکشن جنایی نگاه کردین و بعدش سرشار از انرژی بودین بگین "جای پریسا خالی" چون اگه باهم می‌دیدیم قطعا کِیف‌اش بیشتر بود:(

اینم که نیاز به گفتن نداره. اگه شما جزو آدمای نزدیک زندگیم باشید از عشق من به bts خبر دارید پس اگه آهنگی بشنوید یا عکسی ازشون ببینید احتمال ۹۹.۹ درصد یادم می‌کنید و از لذت‌بخش‌ترین تعریف‌های عمرم این بوده که شبیهشون شدی یا وقتایی که آبجیم یا رفیقم میگن قبل اینکه پروفایلت باز شه و ببینم عکس جونگکوکه، فکر کردم خودتی.

در نهایت بگم یکم نوشتنش واسم عجیب بود چون ترجیحا دیگران باید بگن که با شنیدن اسمم یا دیدن چی یادم می‌افتن و اینکه خودت اینا رو بگی حس عجیبیه؛ ولی خب چالش جالبی بود و از نوشتنش لذت بردم:) مرسی که تا اینجا خوندید✨️