
– ازم بدت میاد
نه
– دروغ نگو
ازت بدم نمیاد
– پس اون نگاهت چیه
کدوم نگاه
– همونی که آدم به یه سگ خیس کنار خیابون میندازه.
– جواب بده
دارم فکر میکنم
– به چی
به اینکه همیشه همین کارو میکنی
– چه کاری
خودتو میذاری وسط اتاق و بعد منتظر میشی همه دربارهات حرف بزنن.انگار کل دنیا دور تو میچرخه
– حداقل من وجود دارم
نه
فکر میکنی رنج کشیدن یعنی وجود داشتن.
– تو هیچی از من نمیدونی.
بیشتر از چیزی که دوست داری میدونم
– مثلاً چی
مثلاً اینکه نصف غمهایی که تعریف میکنی واقعاً غم نیستن.
زخمن.
– فرقش چیه
غم اتفاق میفته
تو زخمتو نگه داشتی،سال ها
هی دست میکشی روش که بسته نشه.
– چرا باید این کارو بکنم
چون اگه خوب بشه دیگه چیزی برای تعریف کردن نداری.
– خیلی کثیفی.
نه
– هستی
نه
من فقط اولین آدمیام که داره باهات مثل یه پروژه شکستخورده رفتار نمیکنه،من خودتم
همه همیشه مراقبت بودن.
مواظب کلمههاشون.
مواظب حالت.
مواظب شکستنت.
برای همین هنوز این شکلیای.
– چه شکلی
این شکلی که هر بدبختیای رو تبدیل به شخصیتت کردی.
– خفه شو
دیدی
– چی
به محض اینکه بحث حقیقت شد،خواستی مکالمه تموم بشه.
چون تا قبلش بازی قشنگ بود.
تو یه ادم زخمی و من ادم بی رحم تو قربانی و من ظالم
ولی الان که بحث رسید به خودت، یهو حوصلهات سر رفت.
– فکر میکنی ازم بهتری؟
نه
– پس این حرفا چیه
من فقط فرقمون رو میدونم
– چه فرقی
من میدونم چه آدم مزخرفیام
تو هنوز فکر میکنی یه سوءتفاهم و قربانی ای در صورتی که هیچی نیستی