ویرگول
ورودثبت نام
𝐑𝐚𝐡𝐚
𝐑𝐚𝐡𝐚
𝐑𝐚𝐡𝐚
𝐑𝐚𝐡𝐚
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

رنگین کمان چشمانش.

رنگین کمان چشمانش،عمیق ترین ، زیباترین و پر معنا ترین و سرشار ترین رنگین کمانی بود که در طول عمرم دیده ام.

با رنگ هایی فراتر از رنگ های رنگین کمان،گاهی رنگ برگ های تابستان،گاهی رنگ سیاهِ آسمان شب، گاهی رنگ اقیانوس پهناور ، گاهی رنگ خورشید درخشان ، گاهی رنگ قهوه ای تلخ همراه با شکلات شیری.

عجیب بود ،اما همان قدر هم زیبا بود ، شاید هم بیشتر ...

رنگ چشمانش هیچوقت ثابت نبود،شاید فقط از نظر من این گونه بود .

چشمانش سراغ از رنگ هایی میگرفتند که برایم ناآشنا بودند ، چشمان او سراغ از دَرس هایی را میگرفتند که در زندگی ام تجربه نکرده بودم.

چشمانش رنگ و بوی زندگی بر خود گرفته بودند.

سیاهی چشمانش من را یاد روزهای قبل از او ، چشم های قهوه ای اش من را یاد تلخی سرنوشت ، رنگ سبز چشمانش من را یاد اولین بهار ، رنگ آبی چشمانش ، من را یاد موج های خروشان دریا و برق چشمانش من را یاد شادی های زندگی می انداخت.

انگار که کاغذ های سفید و خالی زندگی ام با چشمان او رنگی بر خود گرفته بودند ، رنگ های گوناگون ، رنگ های رنگین کمان.

بسیار زیبا بود ، اما ترسناک هم بود.

با هر بار نگاه کردن به چشمانش ، میدانشتم که اگر روزی برود،زندگی ام سیاه تر از آنچه میشود که میتوانم تصور کنم.

اما‌ هنوز متوجه رنگ چشماش نشده ام ، زمان کافی را نداشته ام ...

و حالا تمام زندگی برایم تیره و تاریک شده است.

چشمانش زیبا بود ، اما متفاوت ، ترسناک ، عجیب و سرشار از دروغ.

راستی ...

برایم سوال است:

چشم هایش واقعا چه رنگی بود.؟(:

رنگین کمانآسمان شبدرس زندگیرنگ
۱
۰
𝐑𝐚𝐡𝐚
𝐑𝐚𝐡𝐚
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید