ویرگول
ورودثبت نام
امین
امیناحساس سوختن به تماشا نمی‌شود؛ آتش بگیر، تا که بدانی چه می‌کشم
امین
امین
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

بعد از عبور

روزگار یک تبدیل کننده است، تبدیل چیزی که داریم با چیزی که احساس می‌کنیم ارزشش بیشتر است، هزینه کردن چیزی تحت عنوان سرمایه برای چیزی تحت عنوان رویا.

مطمئن شده ام، هر مشکلی هم که پیش رویم بیاوری از آن عبور خواهم کرد، اما اخیراً با یک موقعیت جدید مواجه شدم ام؛ بعد از عبور چه کنم؟

با پاهای خون آلود، بر میگردم و پشت سرم را نگاه می‌کنم، عذاب هایی که کشیدم را مرور و به خودم افتخار می‌کنم، با خودم می‌گویم خب حالا چیکار‌ کنم!!!

با چشم های تر، رو به جلو نگاه می‌کنم، مشکلات پیش رو آنقدر زیاد است که بهتر است کمتر نگاه کنم، با خودم می‌گویم خب حالا چیکار‌ کنم!!!

با تنی رنجور، خودم را نگاه می‌کنم، نه چیز قابل توجهی دارم و نه پیروزی ام را کسی بر می شمارد مثل تیمی که به عنوان تیم برتر سوم صعود کرده، با خودم می‌گویم خب حالا چیکار‌ کنم!!!

چشم هایم را می بندم...


چشم هایم را می بندم، او ایستاده و لبخند می‌زند، بسیار زیباست؛ نام مرا صدا میزند

کاملا مهیا هستم تا تبدیل کنم؛ تبدیل سرمایه جوانی ام برای رویای دیدن لبخند او، برای شنیدن اسمم با صدای او.

چشم هایم را باز میکنم...


چشم هایم را باز میکنم، خودم هم متقاعد میشوم که خب کافی نیست، کاری نکرده ام عقب ام، این جوانی را هم کسی نمی‌خرد.

و این منم که بعد از عبور هم، شروع می‌کنم به دویدن روی خار؛

جوانی ام را فدای جوانی ام می‌کنم تا بها یابد

جوانی ام را فدای جوانی میکنم تا بها یابد...

جوانیعبوررویا
۱۶
۴
امین
امین
احساس سوختن به تماشا نمی‌شود؛ آتش بگیر، تا که بدانی چه می‌کشم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید