ویرگول
ورودثبت نام
رهگذر...
رهگذر...گمشده در افکار و سایه‌ها...
رهگذر...
رهگذر...
خواندن ۱ دقیقه·۸ ماه پیش

شروعِ یک پایان

خب من ماهوم اَم بعد از اصرار های فراوانم امیر راضی شد این اکانت رو حذف نکنه اخه کلی خاطره اینجاست داشتم به این فکر میکردم که از این به بعد اگه دلم براش تنگ شد دیگه جایی رو هم ندارم که برم.

خلاصه شرطش این بود من وارد اکانت بشم و اعلام کنم که منم.

همین.

پایانامیدویرگولخاطرهتنهایی
۲۹
۴۶
رهگذر...
رهگذر...
گمشده در افکار و سایه‌ها...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید