مِشکآت·۲ سال پیشبهار، همچنان سبز میماند..همانند بهار و سرو همیشه مبتلایش، من سبز میمانم. درمیان این ویرانه ها، من سبز میمانم. و مانند همگان، در بهار، این بار کمی زنده تر میزیستم:)…
مِشکآت·۲ سال پیشتاجگذاری دل هاآن شب خیره بودم، تا خوب در خاطرم بمانی، تا با چشمان بسته، تو را بنگرم. از دیار حکومت کوچک دل، سرمست از یاد بی شرابت، من فقط تو را مینگرم.
مِشکآت·۲ سال پیشعصر آن روزِ بهارحال و هوای حضور گرم یک یار، که کلامی به شیرینی سلام میگوید. حال و هوای بهار، ذاتا خوب است؛ دریغ آنکه حال دل ما، هنوز در هوای پاییز باقیست..…
مِشکآت·۲ سال پیشتنفر دلسوزانهآیا شده متنفر باشی و در صدد سرکوب؟ آیا شده همراه این محسوس، غمخوار باشی و دلسوز؟ سال هاست در این مخلوط محسوس مبهم درگیرم و مبهوت.
مِشکآتدراتاقک زیر شیروانی ذهن·۲ سال پیشسروری غمناکسمفونی ای از غم، که حاصلش سروری غمناک بود. من مینوازمُ، دلم میخواندُ، دلِ دلم گوش میدهد.