ویرگول
ورودثبت نام
آنه^^
آنه^^[تکرار غریبانه‌ی روزهای آنه سرانجام این‌گونه گذشت...]
آنه^^
آنه^^
خواندن ۲ دقیقه·۴ روز پیش

جهان سراسر غم و اندوهه!

جهان سراسر غم و اندوهه.

احتمالا اگر می‌دونستیم وقتی بزرگ می‌شیم چقدر این غم رو لمس می‌کنیم هیچ وقت آرزوی بزرگ شدن نداشتم.

گاهی انگار انقدر به غم عادت می‌‎کنیم که موقع شادی و خندیدن احساس می‌کنیم داریم به غممون خیانت می‌کنیم. احساس می‌کنیم با خندیدن انگار داریم غم و درد و رنجمون رو مسخره می‌کنیم. توی جمع که قرار می‌گیریم می‌خندیم اما توی تنهایی عمیق‌ترین آه‌ها رو از ته دل می‌کشیم و همیشه غمگینیم.

من ذاتا آدم غمگینی‌ام. می‌تونم با شنیدن یه موسیقی یا خوندن یه کتاب ساعت‌ها اشک بریزم و ناراحت باشم. همه درد و رنج دارن. اصلا جهان بدون رنج وجود نداره و انسانی نیست که زنده باشه و بار غمی رو روی شونه‌هاش حمل نکنه.

رنج بخشی از تجربه‌ی انسان بودنه. مغز ما انسان‌ها برای حفظ بقا نسبت به چیزهای منفی، خطرها و اتفاقات بد حساس‌تره و به خاطر همین احساس می‌کنه دنیا از غم پر شده. در حالی که لحظه‌های خوب هم وجود دارن؛ ولی کمتر به چشم میان.

رنج بخش اجتناب ناپذیر زندگیه؛ اما انسان می‌تونه در کنار اون معنا، عشق و رشد پیدا کنه.

بدون غم، شادی بی‌معناست. اگه هیچ شب تاریکی وجود نداشت، طلوع خورشید هم بی‌معنا بود. اگه گرسنه نمی‌شدیم، خوردن غذا هیچ لذتی نداشت. اگه هیچ جدایی و فراقی نبود، دیدار دوباره هم هیجانی نداشت.

این‌ها به این معنا نیست که رنج خوبه؛ فقط نشون می‌ده که خیلی از تجربه‌ها ما انسان‌ها در مقایسه با همه که معنا پیدا می‌کنن.

هر چی بیشتر به آدم‌ها و چیزهای مختلف توی زندگیمون دل ببندیم، بیشتر رنج می‌کشیم. چون هر علاقه‌ای احتمال از دست دادنش رو هم همراه با خودش می‌آره.

در مورد بعضی رنج‌ها هیچ کاری نمی‌شه کرد و اون‌ها هستن که بیشتر از هر چیزی غم‌انگیز و سختن.

اما رنج‌هایی که می‌شه تغییرشون داد نیاز به تلاش دارن، نه یه گوشه نشستن، غصه خوردن و اشک ریختن.

ارزش انسان در اینه که با وجود رنج باز هم می‌تونه عشق بورزه، رشد کنه و برای فرداهای نامعلوم برنامه بریزه.

1405/4/6

غمرنججهاناندوهمعنا
۲۱
۱
آنه^^
آنه^^
[تکرار غریبانه‌ی روزهای آنه سرانجام این‌گونه گذشت...]
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید