ویرگول
ورودثبت نام
Ryan (Axon)
Ryan (Axon)روایت، بازآفرینی، جهان‌سازی ◈ میانِ کد و کلمه، در جست‌وجوی معنا ◈ Full-Stack Developer
Ryan (Axon)
Ryan (Axon)
خواندن ۱ دقیقه·۵ روز پیش

🧩 حاشیه‌های دوزخ — فرانچسکا

در دایرهٔ دوم،

اولین چیزی

که به چشم می‌آید،

طوفان است.

و در پایان،

آخرین چیزی

که می‌بینی.


آن‌گاه

صدایی

از دلِ باد

به گوش می‌رسد.

فرانچسکا

داستانش را

شروع می‌کند.

از کتابی

که با هم می‌خواندند.

از صفحه‌ای

که هر دو

روی آن

مکث کردند.

از بوسه‌ای

که پس از آن،

داستان

دیگر

ادامه پیدا نکرد.


پائولو

کنار اوست.

چیزی

نمی‌گوید.

فقط گریه می‌کند.


باد،

آن‌ها را

بی‌وقفه

با خود

می‌برد.

اما داستان،

هر بار،

به همان صفحه

بازمی‌گردد.


دانته

تا آخر

گوش می‌دهد.

بعد،

چون جسمی بی‌جان،

بر زمین می‌افتد.


قرن‌ها گذشته.

طوفان،

هر لحظه

آن‌ها را

با خود می‌برد.

اما

او

از همان صفحه

دوباره

شروع می‌کند.

کافی است

کسی

بپرسد.


دایرهٔ دوم

۱. سقوط

۲. یک کتاب

۳. بوسه‌ای که به مرگ انجامید

فلسفهزندگیتفکرادبیاتروانشناسی
۱
۰
Ryan (Axon)
Ryan (Axon)
روایت، بازآفرینی، جهان‌سازی ◈ میانِ کد و کلمه، در جست‌وجوی معنا ◈ Full-Stack Developer
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید