ویرگول
ورودثبت نام
یِـک‌ْبی‌سَـــروتَـهْ‌نِــ‌ویـ‌سْ
یِـک‌ْبی‌سَـــروتَـهْ‌نِــ‌ویـ‌سْآن چه می‌دانم این است که هیچ نمی‌دانم.
یِـک‌ْبی‌سَـــروتَـهْ‌نِــ‌ویـ‌سْ
یِـک‌ْبی‌سَـــروتَـهْ‌نِــ‌ویـ‌سْ
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ روز پیش

زندگی پیشِ شعرهاست

یه جایی، شاید توی یه فیلم یه کتاب، یکی گفت: «زندگی فهمیدنی نیست، انجام‌دادنی‌ـه.» با این همه ظاهرا گوشام برای این اندرز، در و دَروازه‌ان. باید بفهمم زندگی چیه. اصلا مگه میشه چیزی رو نفهمیده، دوست داشت؟ آدمی که نمی‌دونه کیک چیه، چطوری ازش لذت ببره؟ استاد میگه: برای درک کردن هر چیزی در موردش بنویس و من نمی‌دونم این چندمین صفحه‌ست که می‌نویسم. صدمی؟ هزارمی؟ واژه‌ها پشت هم میان و زندگی هنوز گُنگه. به نظر هرگز در مورد دیده‌ها و شنیده‌ها نبوده.

زندگی سوارِ چیزهاییه که دیده نمیشن، شنیده نمیشن و جسم هم ندارن.

از استاد پرسیدم: پس از کجا بفهمم چیه؟ چطوری درکش کنم؟ استاد نامه‌ای کوتاه نوشت:

با این که همه چیز زندگی نامرئیه، اما مقداری زندگی مرئی توی شعرها وجود داره. پس ماهی کوچولو به جای این که دنبال اقیانوس بگردی، برو سراغ شعرها. زندگی پیشِ اوناست.

شعرهنرزندگیادبیاتخودشناسی
۸
۶
یِـک‌ْبی‌سَـــروتَـهْ‌نِــ‌ویـ‌سْ
یِـک‌ْبی‌سَـــروتَـهْ‌نِــ‌ویـ‌سْ
آن چه می‌دانم این است که هیچ نمی‌دانم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید