ویرگول
ورودثبت نام
کایوس
کایوس
کایوس
کایوس
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

او

تیغ برقصان و بسوز از درد

که شدم مسحور، مسحورِ یک قلب

آن وقت که بوسه زَنَد خونین

زنده‌تنِ دفن شده‌ی او،

سر و صورتِ شبان نیکوی ما را

و بخراش سپیدهٔ آسمان

تا ببارد مقدس‌ترینِ آب ها را

بر پیکر بی‌جانِ کبودش

شاید هم در شبی ماهتاب

روید سوسنی عنکبوتی،

از میان لب هایش

هرگز نخواهی دانست.

شعرشعر سپیددلنوشتهنویسندگی
۵
۲
کایوس
کایوس
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید