ویرگول
ورودثبت نام
اشکان حسنی (گاف)
اشکان حسنی (گاف)اگر این درنده خوئی ز طبیعتت بمیرد ، همه عمر زنده باشی بروان آدمیت
اشکان حسنی (گاف)
اشکان حسنی (گاف)
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

لاف عشق - فاضل نظری

قاصدک‌های پریشان را که با خود باد برد

با خودم گفتم مرا هم می‌توان از یاد برد

ای که می‌پرسی چرا نامی ز ما باقی نماند

سیل وقتی خانه‌ای را برد، از بنیاد برد

عشق می‌بازم که غیر از باختن در عشق نیست

در نبردی این‌چنین هرکس به خاک افتاد برد

شور شیرینِ تو را نانم که بعد از قرن‌ها…

هر که لاف عشق زد، نامی هم از فرهاد برد

جای رنجش نیست از دنیا که این تارجاکُر…

هرچه برد از آنچه روزی خود به دستم داد برد

در قمار دوستی جز راز‌داری شرط نیست

هر که در میخانه از مستی نَزَد فریاد برد

شعرفاضل نظریعشقرابطه عاطفیزندگی
۲
۰
اشکان حسنی (گاف)
اشکان حسنی (گاف)
اگر این درنده خوئی ز طبیعتت بمیرد ، همه عمر زنده باشی بروان آدمیت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید