سلام
من اینجام.
امشب از همه چیز خستهام؛
ترس همیشگیم از همیشه بیشتره
و بوی مرگ رو نه از جایی دور، بلکه از گوشه همین اتاق حس میکنم.
اینجام چون آدمی هستم که به خوندن نوشتهها و تفکرات بقیه عادت دارم و توی قطعی اینترنت همچین جایی کم پیدا میشه…
تصمیم گرفتم برگههای باقیمونده دفترچهای که از سالها پیش ندیده بودمش رو هم کمی خطخطی کنم.
