ویرگول
ورودثبت نام
حسین الهیاری
حسین الهیاری
حسین الهیاری
حسین الهیاری
خواندن ۲ دقیقه·۸ روز پیش

خط شکن (روز پانزدهم/موهبت تنهایی)

روز پانزدهم (موهبت تنهایی)

جذابیت بعضی از کارها و تفریحات به این است که تنهایی آن‌ها را انجام دهیم. تنهایی پیاده روی کنیم، برای خودمان آواز بخوانیم، فیلم و سریال تماشا کنیم و ...

قطعا برای هر فردی انجام بعضی از این موارد وقتی که تنهاست لذت‌بخش تر است. حال اگر به شما بگویم این موهبت ظرفیتی بیش از اینها دارد چه؟ این موهبت را باید ساخت، کشف کردنی نیست. اگر خوردن غذایی فوق‌العاده، در مغازه‌ای کوچک که به تازگیدبه وجودش پی بردیم را لذتی در نظر بگیریم که کشفش کرده‌ایم، برای موهبت تنهایی باید خودمان دست بکار شویم و یک مغازه راه اندازی کنیم.

انسان در اجتماع معنا پیدا می‌کند؟ مگر اینکه باور نداشته باشید خلوت و تنهایی بیش از هرچیزی معرف شماست. خود خود واقعی شما هرچقدر هم که برونگرا باشید هیچگاه در میان جمع دیگر انسان‌ها آشکار نمی‌شود. آیا از همین رو نمی‌شود باور داشت که تنهایی شما بیش از هر شخص دیگری قابلیت این را دارد که سرگرمتان کند؟

متاسفانه پذیرفته‌ایم که تنهایی زننده است. اینطور برداشت می‌شود که انسان تنها عیب و ایرادی دارد که وارد اجتماع نمی‌شود. حتما مساله‌ای دارد که کسی دور و برش نیست. از همین رو بسیاری از ما تنهایی را داخل جیب لباس‌هایمان پنهان می‌کنیم و وارد اجتماع می‌شویم. نتیجه این است که هیچ تغییری اتفاق نمی‌افتد. اینجاست که احساساتی همچون پوچی، دوستنداشتنی بودن، بی اهمیت بودن و هزار و یک درد دیگر به قلبمان هجوم می‌آورند. دقیقا در همین نقطه متوجه می‌شویم که حتی بسیاری از خوشی‌ها از قلبمان گریخته‌اند. خوشی‌هایی که تا چندی پیش به تنهایی دریایی از لذت را با خود به همراه داشتند. بسیاری از بزرگان گفته‌اند که انسان نهایتا محکوم به تنهایی‌ست، چنان که گویی دادگاه زندگی از ازل حکمی ابدی برایمان بریده باشد. با این اوصاف من یکی تصمیم گرفته‌ام از ابتدا حکمم را بپذیرم و بجای دست و پا زدن برای تبرئه شدن از آن، لذت‌های نهفته در آن را، همراه با خودم به زندان مجازات بکشانم.

تنهاییزندگیداستانفلسفه
۱
۰
حسین الهیاری
حسین الهیاری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید