
روز بیست و دوم (علاقه عریان)
پرسشی ذهنم را درگیر خود کرده. آیا واقعا نیاز است که علایق شخصیمان را عیان و عریان کنیم؟ احساس میکنم در جامعه امروزی ما همیشه سعی بر این داریم که علایق و سلایق خود را به نمایش بگذاریم، چنان که گویی اگر این کار را نجام ندهیم از علاقه خود لذت نخواهیم برد. اما چرا؟
احساس میکنم که در خلوت خودم بیشتر از هر زمان دیگری از علایقم لذت میبرم. اصلا چه کسی برای اولین بار علایقش را روی پلاکارد نوشت و با خود به خیابان آورد؟ چه نیازیست آن را حتما به دوستان و نزدیکان و آدمهای غریبه نشان دهیم؟ اگر واقعا علاقههامان منشا قلبی و درونی دارند پس چرا انجامشان را منوط بر حضور عوامل خارجی میدانیم؟
اگر به اندازه کافی صدایت بلند نباشد که نظرها را به خودت جلب کنی، انجام دادن کاری که دوستش داری بی معنی خواهد بود. این چیزیست که در ذهنمان حک کردهاند.