Hadigheh·۱۹ روز پیشحکومت هیولای زن قسمت چهارمنوری که از در باز شده وارد میشد سایه یک دختر بر زانو افتاده را بر دیوار نمایان میکرد .درحالی که دختر میلرزید ، مرد گام های بلندی به سمت ا…
Hadigheh·۲ ماه پیشحکومت هیولای زن قسمت سومبا صدای سوسوی بادی که وارد اتاق شده بود و آرام صورتش را لمس میکرد چشم های بسته اش را کمی فشرد ، سپس آرام میان پلک هایش را باز و دوباره با ب…
Hadigheh·۲ ماه پیشحکومت هیولای زن قسمت دوموزش آرام بادی از بین برگ های خشکیده درختان عبور و با موهای دختر بازی میکرد ، زمان به راه افتاده بود . مرد از چهره دختر فاصله گرفت و بلند ش…
Hadigheh·۲ ماه پیشحکومت هیولای زن قسمت اولدر میان درختان سر به فلک کشیدهٔ ترسناک و تاریک ، هنگامی که قدم بر زمین پوشانده از برگ های خشک پاییزی میگذاشت ، صدای شکستن آنها تنها صدای ا…