سوالهایی که شاید بهتر بود کسی از ما میپرسید تا بیشتر مارو بشناسه و به این زندگی امیدوارترمون کنه ولی حالا خودمون باید درموردش فکر کنیم تا به شناختی هرچند کم از خودمون برسیم...
سوال ها :
در حال حاضر یک روز کامل که نه... بلکه یک هفته تمااام میخوابیدم! دنیای خواب خیلی بهتر از بیداریه... وقتی که از فکر و خیال خسته میشی، بلاخره مغزت کم میاره و تموم کارهات رو انجام داده باشی و بدون عذاب وجدان بخوابی ...

شاید کلیشهای به نظر بیاد اما عدالت! عدالتی که نتیجهاش آرامشه... عدالتی که ظلم رو از ریشه بسوزونه...
همیشه ترسم از اینه که از استعدادی که خدا بهم داده استفادهی مفید رو نبرم.. درواقع از ظرفیت وجودی خودم بهرهی کافی رو نبرده باشم و به حداقلها راضی باشم..
ترس دیگهام از دست دادن عزیزانمه...
این دو ترس همیشه همراهمن...

عاشق شدن رو دوست دارم اما فعلا خودمو درحد و لیاقت عشق نمیبینم... هنوز به اون درجهای نرسیدم که خودم رو عاشق بدونم.
به نظر من عشق یعنی این که حاضر باشی از باارزش ترین داراییهات براش بگذری... حالا میخواد معشوقت خدا باشه یا آدم و یا هر چیز دیگه...

روزی که مادرجانم رو از دست دادم❤️🩹:)
میشه یه صلوات براش بفرستید؟🥲🫱🏽🫲🏻

از دورویی و ریا. هیچ وقت نتونستم آدمی که دو رو هست رو تحمل کنم... من آدمی نیستم که بخوام از کسی متنفر بشم؛ ولی دربرابر آدم دو رو و ریاکار نمیتونم این حس رو نداشته باشم...
آدمی که دو رو هست به راحتی دروغ میگه، نقش بازی میکنه، و تموم بدیهای دنیا از پسش برمیاد...
الگوی من کسی هست که به اونچه که من آرزوش رو دارم و براش تلاش میکنم رسیده باشه! (نمیتونم بگم کیه)
آره... خیلی چیزا.. محبتایی که زمانی که بهش نیاز داشتم نبود.. آدمی که زمانی که میتونست کنارم باشه بدتر پشتمو خالی کرد... دوستی که بیمعرفتی رو در حقم تمام کرد.(البته که بعدش فهمیدم چنین کسی رو نباید حتی تو ذهن هم دوست خوند) . موقعیتی که بهش نرسیدم... نمیتونم با جزئیات بگم ولی همینقدر که خیلی چیزا ردشون تو دلم موند!
وقتهایی که زمانم رو برای کسی و چیزی که ارزشش رو نداشت هدر دادم. خداروشکر دارم تمام تلاشمو میکنم که دیگه وقتمو اینطور بیهوده هدر ندم...
شاید این رو باید از اطرافیانم بپرسم که به نظرشون چه چیزی در من هست که بشه بهش افتخار کرد...
اما یه چیزی که وجود داره و همیشه از خودم ممنونم این هست که هیچوقت جلوی ناحقی سکوت نکردم... اگر دیدم داره در حق کسی اجحاف (نمیدونم درست نوشتم یا نه🫢) میشه و ظلم میشه ساکت نموندم. حتی اگر کسی که درحقش بدی شده سکوت کرده بود من نمیتونستم حرفی نزنم و هیچی نگم. در برابر ناحقی و ناعدالتی و تبعیض در حد و اندازهی خودم نمیتونم ساکت بمونم . اگر ببینم کسی حرف بیمنطق و بیپایه و اساس بزنه و بخواد اون حرفو تحمیل کنه نمیتونم سکوت کنم. من چند سالی هست که آدم آروم و ساکتی شدم یا حتی به قول خیلیا گوشه گیر... اما دراینجور موارد نه!
البته که نتیجهی این ساکت نبودن در ظاهر خیلی جاها به ضررم تموم شد اما میدونم که در اصل خدا خودش برام جبران میکنه! گرچه من در این مورد بدون چشم داشت جبرانی از طرف خدام و همین که میدونم خدا میبینه و کارم اشتباه نیست برام بسه!
و در آخر تشکر از قلم:( که زمینهی این چالش رو فراهم کرد.✨