هانیل·۵ روز پیشخلأ<<مشکل این نبود که آدم کشتم، مشکل این بود که چیزی حس نکردم.>>هیچ کس از او در محله هراسی نداشت.
هانیل·۵ روز پیشخلأ<<مشکل این نبود که آدم کشتم، مشکل این بود که چیزی حس نکردم.>>هیچکس در محله از او هراسی نداشت.پسری ساکت و به ظاهر آرام بود. در مهمانیها گ…
هانیل·۸ روز پیشمگر مادر ها می میرند؟دخترک دیگر چیزی نفهمید.انگار صداها از دور میآمدند. انگار کسی ناگهان تمام رنگهای دنیا را پاک کرده بود.به پنجره خیره مانده بود، اما چیزی نم…