لابد برای شما هم پیش آمده که بخواهید قصه فیلم جذابی که در گذشته دیدهاید را، برای دوستتان تعریف کنید.
یا که دیگری داستان مهیجی را برایتان بازگو کند.
نکتهی جالب در مورد این روایت ها، پیروی نکردن کامل از جزئیات است.
به این معنی که ممکن است بخشی از قصه که فرد تعریف میکند، اصلا در آن فیلم، به آن شکل رخ نداده باشد.
یا که ناخواسته آن صحنه را از فیلم دیگری قرض کند.
اخیرا مطلبی خواندم درباره مغز و نحوه کار کردن حافظه.
متوجه شدم یادآوری خاطرات گذشته هم گاه از جنس این حرفزدن از فیلمهاست.
اینکه، آنچه به یاد میآوریم لزوما آن چیزی نیست که دقیقا در گذشته رخ داده.
بلکه مغز پیوسته با حذف جزئیات مختلف و ترکیب آنها با دادههای دیگر، مشغول یک دست کردن روایت و ایجاد ارتباط معنادار بین اطلاعات قبلی و جدید است.
در واقع آنچه که اسمش را خاطره میگذاریم، بیشتر "بازآفرینی" رویداد توسط مغز است.
با گذر زمان هم، گاهی این جرح و تعدل
- این دستکاری واقعیت-
اینقدر بیشتر میشود که جزئیات جدیدی برای خاطره جعل میشود.
از این رو، برای اینکه بعدها بتوانیم گذشته را بهتر تحلیل کنیم و قضاوت درستی از رفتارهایمان داشته باشیم،
باید به دنبال راهی برای زنجیر بستن به پای واقعیت بگردیم.
و اینجا نوشتن میتواند بسیار کمکبخش باشد.
قبلا ها، که اهمیت این سندنگاری را نمیفهمیدم، کارهای احمقانهای میکردم.
مثلا اگر بعد از چت با کسی دیگر دوست نداشتم اسمش را ببینم، پیویاش را پاک میکردم.
و گزارشی هم از آن مکالمه نمینوشتم.
ولی بعدها
وقتی در بازاندیشیهایم، از یادآوری موبهمو جزئیات ناتوان میماندم، تازه میفهمیدم چه غلطی از من سر زده.
این روزها اما چاره دیگری یافتهام.
تا هم دلم خنک شود هم بعدها حسرت نخورم.
کانالی دارم که تنها عضوش منم.
پُرش کردهام از گزارشهای روزانه و دستنوشتههای شخصی.
و اسکرینِ پیویهای پاک شده.
اسم آدمها را هم #هشتگ میکنم.
تا بعدا آسانتر بتوانم سِیر ارتباطم با یک فرد را بررسی کنم.
بگذارید اما اعترافی بکنم.
همیشه هم ثبت کردن تمام واقعیت، دغدغه من نیست.
گزارشهایم گزینش شده است. همه چیز را نمینویسم.
مثلا اگر دوست نزدیکی مرا برنجاند، شاید ننویسم.
تا فراموشم شود و چه بسا دیگر آن حرف و کارش را کلمه به کلمه، به یاد نیاورم.
و گذر زمان، قضاوتم از آن فرد را، بیشتر بر پایه فکتهایی که از خوبیهایش ثبت کردهام، شکل دهد نه آن دلخوریها.
نمیگویم این کارم درست است یا غلط.
حتی مطمئن نیستم بیشتر برایم مفید بوده یا غیرمفید.
تا به حال هم به کسی پیشنهادش ندادهام.
اما هرچه هست، در ساختنِ "هویت" امروز من بینقش نبوده.
