
مفهوم همنوایی خودکار در اندیشه رولو می: از فقدان شجاعت تا بحران هویت در دوران مدرن
چکیده
رولو می، روانشناس اگزیستانسیال و از بنیانگذاران روانشناسی انسانگرا، مفهوم همنوایی (Conformity) را نه صرفاً یک پدیده اجتماعی، بلکه به مثابه مهمترین مانع در مسیر تحقق اصالت انسانی تحلیل کرده است. مقاله پیش رو با تمرکز بر مفهوم "همنوایی خودکار" (Automaton Conformity) در اندیشه می، به تبیین این ایده میپردازد که از نظر وی، همنوایی نه در مقابل جسارت یا شجاعت، بلکه دقیقاً نقطه مقابل شجاعت معنا مییابد. این نوشتار با روش تحلیلی-توصیفی و با استناد به آثار اصلی می، به ویژه کتاب "جستجوی انسان برای خویشتن" (Man's Search for Himself)، ابعاد این مفهوم را در چهار محور اصلی واکاوی میکند: نخست، تبارشناسی مفهوم همنوایی در نظام فکری می و تمایز آن از ترسویی؛ دوم، تحلیل رابطه دیالکتیکی همنوایی با اضطراب و تنهایی؛ سوم، نقد می بر جامعه مدرن و "انسان تکنولوژیک" به مثابه بستر پرورش همنوایی؛ و چهارم، راهبرد رهایی از همنوایی از طریق بازتعریف شجاعت و اصالت. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که از دیدگاه می، همنوایی خودکار نه یک انتخاب آگاهانه، بلکه نوعی مکانیسم دفاعی در برابر اضطراب وجودی است که منجر به ازخودبیگانگی و بحران هویت در انسان معاصر شده است.
کلیدواژهها: رولو می، همنوایی خودکار، شجاعت، روانشناسی اگزیستانسیال، اصالت، اضطراب.
مقدمه
رولو ریس می (Rollo Reese May, 1909-1994) یکی از تأثیرگذارترین چهرههای روانشناسی انسانگرا و اگزیستانسیال در قرن بیستم بود. او که با آثاری چون "عشق و اراده" (Love and Will) و "شجاعت آفرینندگی" (The Courage to Create) شهرت یافت، در تمامی حیات فکری خود به پرسشی بنیادین پاسخ میگفت: «پس چگونه باید زیست؟» . می در شرایطی به طرح نظریههای خود پرداخت که جامعه آمریکا در دهههای ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ با موج فزاینده�ای از احساس پوچی، افسردگی و ازخودبیگانگی مواجه بود . او ریشه این بحران را در پدیدهای میدید که آن را "همنوایی خودکار" نامید.
برخلاف تصور رایج که ترسویی را نقطه مقابل شجاعت میپندارد، می در کتاب ماندگار خود "جستجوی انسان برای خویشتن" (۱۹۵۳) استدلالی بدیع و عمیق ارائه میدهد: «نقطه مقابل شجاعت، ترسویی نیست؛ بلکه، آنگونه که برای درک مسئله در عصر خاص خود میکوشیم، نقطه مقابل شجاعت، همنوایی خودکار است» . این گزاره، سنگ بنای فهم مفهوم همنوایی در اندیشه می محسوب میشود. در دهههای بعد، این عبارت توسط افرادی مانند ارل نایتینگیل در قالبی موجزتر و مشهورتر با عنوان «نقطه مقابل شجاعت در جامعه ما ترسویی نیست؛ همنوایی است» بازتولید شد و به یکی از پربسامدترین نقلقولهای روانشناسی تبدیل گشت .
این مقاله در صدد است تا با رویکردی دانشگاهی، مفهوم همنوایی خودکار را در اندیشه رولو می به مثابه یک سازه نظری مرکزی، توصیف، تحلیل و نقد کند. پرسش اصلی آن است که همنوایی خودکار در نظام فکری می چه تعریفی دارد، چه سازوکاری در روان انسان مدرن ایفا میکند، و چه نسبتی با مفاهیم بنیادینی چون اضطراب، تنهایی، شجاعت و اصالت برقرار میسازد؟ فرضیه پژوهش آن است که از دیدگاه می، همنوایی خودکار به مثابه "استراتژی گریز از اضطراب" و "مکانیزم دفاعی در برابر تنهایی وجودی" عمل کرده و مانعی اساسی در مسیر تحقق "خویشتن اصیل" به شمار میرود.
۱. تبارشناسی مفهوم همنوایی خودکار: فراتر از دوگانه شجاعت-ترسویی
برای درک عمق مفهوم همنوایی در اندیشه رولو می، نخست باید به تمایزی بنیادین توجه کرد که وی میان "ترسویی" (Cowardice) و "همنوایی خودکار" (Automaton Conformity) قائل میشود. می در فصل هفتم کتاب "جستجوی انسان برای خویشتن" با عنوان "شجاعت، فضیلت بلوغ" صریحاً اعلام میدارد که ترسویی صرفاً فقدان شجاعت است، نه نقطه مقابل آن . به عبارت دیگر، ترسویی یک ویژگی سلبی است؛ بیانگر آنکه ظرفیتی حیاتی در فرد محقق نشده یا مسدود گشته است. اما همنوایی خودکار، پدیدهای ایجابی و مختص دوران مدرن است.
می برای تشریح این مفهوم از صفت "خودکار" استفاده میکند که حائز اهمیت فراوانی است. "خودکار" بودن همنوایی به این معناست که فرد نه از روی آگاهی و انتخاب، بلکه به صورت مکانیکی و ناخودآگاه، خود را با انتظارات، هنجارها و ارزشهای اجتماعی هماهنگ میسازد . این همنوایی، یک استراتژی انطباقی (Adaptive Strategy) است که فرد را از مواجهه با اضطرابهای وجودی بازمیدارد. همانگونه که در یکی از تحلیلهای معاصر از اندیشه می آمده است، همنوایی به معنای پیروی ذهنآلود افراد از هنجارهای اجتماعی بدون درک چرایی و مقصد آن است .
به این ترتیب، می دوگانهای جدید میسازد: در یک سوی طیف، شجاعت (Courage) قرار دارد و در سوی دیگر، همنوایی خودکار. این دوگانه، بازتاب دهنده تضاد میان "اصالت" (Authenticity) و "ازخودبیگانگی" (Alienation) است. می برخلاف سنت روانکاوی فرویدی که عمدتاً بر تعارضات درونروانی تأکید داشت، ریشه این معضل را در تعامل فرد با جامعه مدرن جستجو میکند. او در جای دیگری تأکید میکند که «پذیرش اجتماعی و "مورد پسند بودن" آنقدر قدرت دارد که احساس تنهایی را دور نگه میدارد» . همین هراس از تنهایی و طردشدگی است که موتور محرکه همنوایی خودکار محسوب میشود.
۲. همنوایی خودکار به مثابه مکانیزم دفاعی در برابر اضطراب و تنهایی
مفهوم اضطراب (Anxiety) در اندیشه رولو می، ریشه در فلسفه اگزیستانسیال و به ویژه آموزههای سورن کییرکگور دارد. می با تأثیرپذیری از کییرکگور، اضطراب را نه یک اختلال روانی، بلکه شرط اساسی زیستن و "سرگیجه آزادی" میداند . تجربه شخصی می از ابتلا به بیماری سل در جوانی و مواجهه با مرگ، او را به این درک رساند که اضطراب میتواند خوراک رشد و تکامل فردی باشد . با این حال، مسئله اصلی آن است که انسان با این اضطراب چه مواجههای برمیگزیند.
از دیدگاه می، همنوایی خودکار پاسخی بیمارگونه به اضطراب طبیعی (Normal Anxiety) است. او میان اضطراب طبیعی و اضطراب نوروتیک تمایز قائل میشود: اضطراب طبیعی واکنشی متناسب با تهدیدهای عینی زندگی است، اما اضطراب نوروتیک هنگامی بروز میکند که فرد از مواجهه با اضطراب طبیعی سر باز زند و به مکانیسمهای دفاعی افراطی پناه ببرد . همنوایی خودکار، یکی از مهمترین این مکانیسمهای دفاعی است. فرد با حل شدن در توده (Crowd) و پیروی کورکورانه از هنجارهای جمعی، خود را از رنج انتخاب و مسئولیت آزادی میرهاند.
می در این زمینه به نقد جامعه سرمایهداری مدرن نیز میپردازد. به اعتقاد او، جامعه مصرفی با ارائه سبکهای زندگی قالبی و هویتهای از پیش ساخته، افراد را به سمت همنوایی سوق میدهد. همانگونه که یکی از تحلیلگران اندیشه وی خاطرنشان کرده است، «آزادی سیاسی باید گرامی داشته شود، بیتردید. اما هیچ آزادی سیاسیای نیست که به طور ناگسستنی به آزادی درونی شخصی افرادی که آن ملت را میسازند پیوند نخورده باشد: هیچ آزادی برای ملتی از همنوایان، هیچ ملت آزادی ساخته شده از آدمآهنیها (robots) وجود ندارد» . این "آدمآهنیها" همان قربانیان همنوایی خودکار هستند که نه از روی اجبار بیرونی، بلکه با میل درونیسازی شده خود، به استقبال ازخودبیگانگی میروند.
۳. نقد فرهنگ مدرن و "انسان تکنولوژیک"
یکی از وجوه ممتاز تحلیل رولو می از همنوایی، پیوند آن با نقد فرهنگی و تاریخی است. می در آثار خود، به ویژه در کتابهای دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، به واکاوی ریشههای اجتماعی-تاریخی این پدیده میپردازد. از نظر او، عصر اتم و پیشرفتهای فناورانه، اگرچه رفاه مادی را به همراه آورد، اما همزمان موجب تشدید اضطراب شناور (free-floating anxiety) در انسان معاصر شد .
می در توصیف "انسان تکنولوژیک" (Technological Man) نشان میدهد که چگونه پیشرفت علم و تکنولوژی، به جای رهاییبخشی، به اسارتی جدید انجامیده است. انسان مدرن با تکیه بر دستاوردهای علمی، احساس قدرت و کنترل بر طبیعت میکند، اما در عرصه درون، بیش از پیش تهی و بیمعنا شده است. این تهیبودگی (Emptiness) به اعتقاد می، مسئله اصلی انسان در میانه قرن بیستم است . همنوایی خودکار، پاسخی است به همین تهیبودگی؛ فرد با چسبیدن به ارزشهای جمعی و تقلید از دیگری، تلاش میکند خلأ معنا را در زندگی خود پر کند، اما این راه به جایی نمیبرد، جز آنکه او را بیش از پیش از خویشتن اصیل خود دور میکند.
می در تحلیل مراحل رشد شخصیت، مرحلهای را "خود معمولی بزرگسال" (Ordinary adult ego) مینامد که با "همنوایی هنجارین" (normalized conformism) مشخص میشود . در این مرحله، فرد برای اجتناب از کسب دانش مسئولیت، به همنوایی پناه میبرد. این همنوایی، اگرچه در کوتاه مدت امنیت روانی به همراه دارد، اما در بلندمدت مانع از شکلگیری "خود واقعی خلاق" (Creative real self) میشود. می برخلاف روانشناسان انسانگرایی چون آبراهام مزلو که بیشتر بر خودشکوفایی (Self-actualization) تأکید داشتند، بیشتر به موانع وجودی این شکوفایی، به ویژه همنوایی خودکار، توجه نشان داد .
۴. شجاعت اصیل: رستگاری از همنوایی
اگر همنوایی خودکار به مثابه بیماری عصر مدرن باشد، راه درمان آن از دیدگاه رولو می چیست؟ پاسخ می در یک کلمه خلاصه میشود: "شجاعت" (Courage). اما شجاعت در قاموس می، معنایی عمیقتر از دلیری یا بیباکی دارد. شجاعت، توانایی "شدن" (Becoming) و تحقق بخشیدن به ظرفیتهای انسانی در مواجهه با اضطراب است.
می در کتاب "شجاعت آفرینندگی" (۱۹۷۵) این مفهوم را بسط میدهد. شجاعت از نظر او سه وجه دارد: شجاعت جسمانی (Physical Courage) که همان دلیری سنتی است، شجاعت اخلاقی (Moral Courage) که ایستادگی در برابر بیعدالتی را شامل میشود، و مهمتر از همه، شجاعت وجودی (Existential Courage) که توانایی زیستن با اضطراب و پذیرش مسئولیت آزادی است. همنوایی خودکار، دقیقاً نقطه مقابل این شجاعت وجودی است. به بیان یکی از شارحان اندیشه می، «شجاعت مانند عضلهای است که هر چه بیشتر آن را تمرین دهی، قویتر میشود» .
می برای رهایی از همنوایی، بر ضرورت "آگاهی" (Awareness) و "خودانديشی" (Self-reflection) تأکید میکند. او در یکی از نقلقولهای مشهور خود میگوید: «بسیاری از مردم از ترس یافتن خویشتن در تنهایی، هرگز خود را نمییابند» . بنابراین، شرط اولیه رهایی از همنوایی، پذیرش تنهایی و رویارویی شجاعانه با آن است. این تنهایی، نه به معنای انزوا، بلکه به معنای توانایی ایستادن بر پای خود و اتکا به داوری مستقل خویش است.
در این مسیر، "اراده" (Will) نیز نقشی تعیینکننده ایفا میکند. می در کتاب "عشق و اراده" نشان میدهد که چگونه عشق و اراده، دو نیروی به هم پیوستهای هستند که انسان را به سوی دیگری و همزمان به سوی تحقق خویشتن سوق میدهند . اراده، توانایی انتخاب آگاهانه و مقاومت در برابر فشارهای همنواکننده است. کسی که ارادهای قوی دارد، میتواند "نه" گفتن به خواستههای جمعی را بیاموزد و مسیر اصالت را برگزیند. با این حال، می به دشواری این راه نیز واقف است؛ جامعه به سختی با ناهمنوایان (Non-conformists) مدارا میکند .
نتیجهگیری
مفهوم همنوایی خودکار در اندیشه رولو می، یکی از ژرفترین و ماندگارترین مفاهیم در سنت روانشناسی اگزیستانسیال و انسانگرا است. می با طرح این ایده که نقطه مقابل شجاعت، نه ترسویی، بلکه همنوایی است، افق تازهای برای فهم بحرانهای انسان مدرن گشود. او نشان داد که همنوایی، پدیدهای صرفاً اجتماعی نیست، بلکه ریشهای وجودی دارد و به مثابه مکانیزمی دفاعی در برابر اضطراب و تنهایی عمل میکند.
تحلیل می از این پدیده، ضمن بهرهگیری از میراث فلسفه اگزیستانسیال (به ویژه کییرکگور و هایدگر) و الهیات (با تأثیرپذیری از پل تیلیش)، از اصالت و نوآوری برخوردار است. او نه مانند فروید، همه چیز را به تعارضات ناخودآگاه فروکاست، و نه مانند اسکینر، به شرطیسازی اجتماعی بسنده کرد. می بر تعامل دیالکتیکی فرد و جامعه تأکید ورزید و نشان داد که رهایی از همنوایی، مستلزم شجاعت وجودی، خودآگاهی، و پذیرش مسئولیت آزادی است.
نقدهای وارد بر دیدگاه می عمدتاً معطوف به جنبههای هنجاری و نسبتاً آرمانگرایانه نظریه اوست. برخی منتقدان بر این باورند که می در نقد خود از جامعه مدرن، گاه به تعمیمهایی دامن میزند که شواهد تجربی کافی برای آنها فراهم نیست. همچنین، راهکارهای عملی وی برای رهایی از همنوایی، اگرچه الهامبخش، اما در مقام اجرا با دشواریهای فراوانی روبهرو است. با این حال، نمی توان تأثیر عمیق اندیشههای می را بر روانشناسی انسانگرا و جنبشهای خودیاری (Self-help) در نیمه دوم قرن بیستم نادیده گرفت.
در نهایت، می با تأکید بر مفهوم شجاعت، به انسان معاصر یادآوری میکند که «افسردگی، ناتوانی در ساختن آینده است» و این آینده، تنها با عبور از تنگنای همنوایی و گام نهادن در مسیر پرخطر اما اصیل خودبودن، قابل ساختن است.
منابع
1. Quote Investigator. (2019). The Opposite of Courage Is Not Cowardice; It Is Conformity. بازیابی شده از https://quoteinvestigator.com/2019/08/06/conformity/
2. Quote Investigator. (2019). The Opposite of Courage Is Not Cowardice; It Is Conformity. بازیابی شده از https://quoteinvestigator.com/page/85/
3. Quote Investigator. (2019). The Opposite of Courage Is Not Cowardice; It Is Conformity. بازیابی شده از https://quoteinvestigator.com/page/81/
4. What Should I Read Next? Quotes by Rollo May. بازیابی شده از http://www.whatshouldireadnext.com/quotes/authors/rollo-may
5. Abzug, R. (2021). Psyche and Soul in America: The Spiritual Odyssey of Rollo May. Oxford University Press.
6. Doran, S. (2016). Courage Over Conformity. HuffPost UK. بازیابی شده از https://www.huffingtonpost.co.uk/stephen-doran/courage-over-conformity_b_11659098.html
7. Singleton, R. (2024). Rollo May's quote on conformity and identity. LinkedIn. بازیابی شده از https://www.linkedin.com/posts/rickiesingleton_rollo-mays-quote-highlights-that-the-real-activity-7197911996443312128-GUos
8. Southern Courier. (2020). Why conform? Rebel with a cause. The Citizen. بازیابی شده از https://www.citizen.co.za/southern-courier/opinion-edition/blogs/2020/12/01/why-conform-rebel-with-a-cause/
9. Bartleby.com. Conformity and Rebellion Essay. بازیابی شده از https://www.bartleby.com/topics/conformity-and-rebellion/5
10. Upvu. (2018). Part 2 - The Short History of Existentialism: V - Humanistic Existentialists - Rollo May. بازیابی شده از https://upvu.org/psychology/@charlie777pt/part-2-the-short-history-of-existentialism-v-humanistic-existentialists-rollo-may
♡♡♡
۲_۱۷_۲٠۲۶
حسین آرزو شاعر تبریز استانبول شیکاگو آمریکا