آذرخش عزیزی یار قدیمی ویرگولی بنده بعد از مدتها یادداشتی تحت عنوان "سفر با تلسکوپ فضایی نانسی گریس رومان" نوشت و ضمن توضیح دربارهی این تلسکوپ قوی گفت که ما میتوانیم اسممان را به فضا بفرستیم. شما هم میتوانید این کار را بکنید.
قلم توی این سه روز دو یادداشت با نامهای "عادت به زندگیای که از آن بیزاریم" و "آدمهایی که دیگر با آنها حرف نمیزنم" که مثل همیشه مورد استقبال خوب مخاطبان ویرگول قرار گرفتند.
سِما دو یادداشت با نامهای "اشکالی نداره وحشی باشی... " و "صبر" با یک عالمه نفطهچین و درد و دل زیبا و لطیف نوشت که مورد استقبال زیاد دوستان کنکوری و غیر کنکوری واقع شد.
جوجهتیغی یادداشتی انگیزشی تحت عنوان "زندانیِ یک باور | تو در کدام لوبانگ میجنگی؟" که برگرفته از یک واقعهی تاریخی جالب است.
نقابدارِ واژهها یادداشتی تحت عنوان "عجایب کرج۲" نوشت و برای بار دوم از کرج گفت و دخترها و پسرهای جوانش و پسرها را به پنج دسته و دخترها را به هشت دسته تقسیم کرد. به عنوان یک کرجی بار دیگر افتخار کردم که از این شهر فرار کردم.
ریان یا ryan یادداشتی تحت عنوان "راهنمای مطالعهٔ مجموعهٔ «آنچه پایین دفن شد»" دربارهی یک داستان دنبالهدار است. ریان جان این داستانها را با مغز ارگانیک خودت مینویسی یا از هوش مصنوعی هم کمک میگیری؟
مارشمالو یک یادداشت عاشقانه و احساسی تحت عنوان "قلب ساده من عاشق قلب ساده تو میشه!" نوشت و دربارهی این گفت که دوست دارد همسر آیندهاش چه رفتارهایی داشته باشد.
مهدی مهدیزاده قسمت اول داستانی به نام "مارپیچ پول" را نوشت و مخاطبان را کنجکاو کرد که در ادامه چه خواهد شد.
KRK یادداشتی فلسفی تحت عنوان "چرا همه چیز فقط معنای پوچی میدهد؟..." نوشت که برخلاف اسمش پرمغز و جالب بود و برخی از مخاطبان هم خوششان آمده بود.
گنجشک یک متن ادبی فلسفی به نام "معرفی میکنم: او" نوشت که جزو محدود متنهای طولانی اخیر است که مورد استقبال قرار میگیرند.
شاهرخ خیرخواه شعری کوتاه و عاشقانه تحت عنوان "حضور ننوشیده" منتشر کرد که مخاطبان زیادی پسندیدند. شاهرخ خان باعکس یا بدون عکس ما دوستت داریم.
نیلی یادداشتی تحت عنوان "مادرِ واقعی کیست" نوشته که دربارهی مادری کردن برای جهان و نه برای فرزند است.
سمیوس بلایت یک یادداشت جالب تحت عنوان "زندگی دو نفری" دربارهی ازدواج نوشته و از تجربیات یکسالهاش در اینباره سخن گفته است.
دکتر رضا براتی یادداشتی تحت عنوان "گاهی میشه هیچ باختی نداشت ولی حذف شد!" نوشت و حرفهای جالبی دربارهی نتایجی که تیم ملّی فوتبال در جام جهانی گرفت زد و آن را به زندگی واقعی ربط داد.
محمدجواد این پسر نوجوان ۱۳ سالهی بابلی داستانی را شروع کرده که شخصیتهایش بر و بچههای ویرگول هستند. هر چند داستان ضعف تالیفهایی دارد ولی مورد استقبال خوبی قرار گرفته است و جای پیشرفت دارد. قسمت اول این داستان را از اینجا و قسمت دوم را از اینجا میتوانید بخوانید.

توجه:
این فهرست بدون تردید کامل نیست و سعی خواهم کرد در فهرستهای بعدی دقت بیشتری کنم. اما دوستانی که دوست دارند نامشان در یادداشتهای مشابه بعدی بیاید، سعی کنند منسجمتر و امیدوارانهتر بنویسند و حداقلهای یک یادداشت ویرگولی خوب و خواندنی را رعایت کنند. ببینید الان یادداشت خودم در این متن نیست. چرا؟ چون معیارهای محبوبیت را نداشت. لزوماً هر پُستی لایک زیاد میگیرد محبوب نیست ولی یک یادداشت محبوب، بدون تردید خوب هم لایک میگیرد. مگر اینکه نویسندهاش جدید یا کمتعامل باشد.
اگر این محبوبیت فقط از نظر خودم بود، فهرست خیلی تغییر میکرد. به عنوان مثال باید یادداشتهایی مثل اولین یادداشت آقای "سیدمرتضی رضویتبار" تحت عنوان "شهر، آرامترین شکل زلزله است" را در فهرست میآوردم ولی نیاوردم. با اینکه یادداشتهای اینچنینی به عمق جانم مینشینند.
شما اگر نقطهنظری دارید در زیر این متن بنویسید تا فهرستهای بعدی جذابتر و خواندنیتر شوند.