بیا!

هوا آلوده شد

گفتند دعا کنید تا باد بیاید

دعا کردیم

«ای باد عزیز بیا!»

نفس هایمان داشت به شماره می افتاد

که

باد آمد

و

تا باد چنین بادا!

برف بارید

زمین و زمان یخ زد

هیچ کس نگفت دعا کنید

خودمان از سر ناچاری و استیصال

دعا کردیم

«خورشید بتاب،

و خواهشاً گرمتر بتاب؛

ما تشنه تابیدن های توایم!»

سرما و یخبندان داشت دمارمان را در می آورد

که

خورشید تابید

و انصافاً گرمتر از همیشه هم تابید!

قرنهاست که هیچ چیز سر جایش نیست

مدتهاست که دیگر حقّ به حَقّدار نمی رسد

سالهاست که دردمندان جهان

از عمق دل و جان

دعا می کنند و ناله سر می دهند:

«ای"قطع کننده ریشه دسیسه ها!"

ای"بزرگوارترین اهل عالم!"

ای"خشنود کننده دلها!"

بیا!»

و

هیچ خبری از شما نیست!