هر دو
گلهایی وحشیاند—
اما یکی
«شقایق» شد
و شعر،
و دیگری
«خرزهره» شد
و سمّ.
و هیچکس نگفت
تا خرزهره هست
زندگی
باید کرد.
هر دو
تودهاند—
یکی را
«خال» صدا میزنند
و دیگری را
«سرطان».
هر دو
سلولاند—
یکی
دستمایهی غزل میشود،
و دیگری را
در برگهی آزمایش
کنارش
ستاره میزنند.
و هیچکس نسرود:
من به سرطانِ لبت، ای دوست،
گرفتار شدم.
هر دو
با شلیک
یک اسلحه
افتادند.
در خبرها اما
نوشتند:
یک نفر
به فیض «شهادت» نائل آمد
و یک نفر
به «هلاکت» رسید!
