چند روز پیش تواققنامهای به نام توافقنامهی ازدواج دیدم که اگر واقعی باشد، نکات عجیبی در آن نهفته است که باید نقل محافل روانشناسی و جامعهشناسی گردد.
پدرعروس که میداند هر ساعت بیست طلاق در ایران ثبت میشود و از هر ده ازدواج چهار مورد آن به طلاق ختم میشود، توافقنامهای نوشته بود و گفته بود داماد باید(!) به آن عمل کند تا بدینوسیله تا حد امکان به ازدواج دخترش چفت و بست بزند و آن را محکم کند.
از نکات این توافقنامه، سن کم عروس خانم بود. اگر این توافقنامه برای امسال باشد، سن عروس خانم در نهایت و به زور به سیزده سال میرسد. یعنی پدر عروس دارد فرزند تازه نوجوان شدهاش را شوهر میدهد و دلش خوش است که در توافقنامه از داماد خواسته تا پنج شش سال دیگر و تا رسیدن سن عروس به ۱۸ سال حق هیچگونه رابطه و نزدیکی را با عروس ندارد. گویا پدرعروس قدرت شهوت را دست کم گرفته است و آن شعر مولوی و "وصیت پدر به دخترش که خود را نگهدار تا حامله نشوی" را هرگز نخوانده است!
از دیگر نکات این توافقنامه درج پیشوند دکتر و قرار گرفتن این کلمه در کنار نام آقای داماد است. اینکه میگویند سواد شعور نمیآورد همین است. این آقای داماد اگر دکتر است چگونه هنوز به این حد از شعور نرسیده که نباید دختر نوجوانی را به همسری بگیرد و تن به امضای همچون توافقنامهای بدهد؟ دکتر جان! تو هر چقدر هم که دکتر باشی اگر پدر پولداری نداشته باشی، باید چقدر مردم را بتیغی که بتوانی ۱۳۹۲ سکه را تهیه و در زمان عقد به عروس خانم تقدیم کنی؟ بگذریم که شما اگر دکتر شدهای حدوداً سی سالهای و داری با دختری ازدواج میکنی که با تو ۱۷ سال تفاوت سنی دارد. خیلیها با فرزندشان همین قدر تفاوت سنّی دارند!
نکته دیگر این است که پدر عروس از داماد خواسته که مبلغی را به عنوان هفتگی و ماهانه به عروس بدهد. گویا پدرعروس دختر نوجوانش را برای رهایی از پرداخت پول تو جیبی عروس کرده است!
نکتهی دیگر این است که در صورت طلاق داماد دیگر حق ازدواج ندارد و تا آخر عمرش باید سماق بمکد، ولی اگر داماد بر اثر جنگ کشته یا مفقوالاثر شد، عروس میتواند برود مجدداً ازدواج کند!
برخی از نکات مضحک دیگری هم در این توافقنامه موجود است که نه وجههی شرعی دارند و نه وجههی قانونی و حتی عرفی و هیچگونه تضمین و الترامی برای خوشبختی دختر به ارمغان نمیآورند.

حالا چند سوال:
شما دخترهای نوجوان ویرگول مخصوصاً سیزدهسالهها! اگر آقای دکتری پیدا شود و با شما ازدواج کند و پدر شما بخواهد همچون عهدنامهای را با او امضا کند، چه واکنشی نشان میدهید؟
چقدر امکان دارد شما پسرهای ویرگول که در حال دکتر و مهندس شدن هستید عاشق یک دختر نوجوان سیزدهساله شوید و به امضای همچون توافقنامهای با پدرعروس تن بدهید؟
شما به عنوان یک پدر، دختری سیزده ساله و یا بزرگتر دارید آیا حاضرید با نوشتن یک همچون توافقنامهای او را به یک آقای دکتر یا غیردکتر شوهر بدهید؟
فارغ از اینکه نوشتن همچون توافقنامهای چقدر پشتوانهی عقلی دارد و چقدر شرعی، قانونی و عرفی است، آیا نوشتن اینجور توافقنامهها تضمینی برای ختم به خیر شدن ازدواج دختر و پسر است؟
دو یادداشت مرتبط که پیشنهاد میکنم اگر نخواندهاید، بخوانید: