ویرگول
ورودثبت نام
Dast Andaz
Dast Andaz«دنباله‌‎روِ هرکسی نباش، ولی از هرکسی توانستی یاد بگیر!» آدرس سایت: dastandaz.com | ویراستی: Dast_andaz@ | ایمیل: mohsenijalal@yahoo.com
Dast Andaz
Dast Andaz
خواندن ۳ دقیقه·۱۲ روز پیش

ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم!

سید مهراد ضیایی را از آن زمانی که در رادیو پیام برنامه‌ی شبانگاهی اجرا می‌کرد می‌شناختم و صدایش را دوست داشتم. خوشبختانه تا الان کتاب‌های زیادی را با صدای ایشان صوتی کرد‌ه‌اند. چند ماه پیش که سریال "سوجان" را از شبکه‌ی نمایش تماشا می‌کردم، نقش خسروخان در این سریال توجهم را جلب کرد و باعث شد تا بروم اطلاعات بیشتری درباره‌‌ی آقای ضیایی کسب کنم. پس از کمی تحقیق فهمیدم او همسرش را در سال ۱۳۹۹ بر اثر سرطان از دست داده است و تنها یک دختر دارد. پنج سال پس از فوت همسرش، مادرهمسرش برایش فردی را به عنوان همسری انتخاب و بساط ازدواج مجدد او را فراهم می‌کند.

گاهی من به دنبال کتاب‌ها می‌گردم و آن‌ها را پیدا می‌کنم و گاهی این کتاب‌ها هستند که می‌گردند و مرا پیدا می‌کنند. کتاب "به اندازه‌ی یک نقطه" هم جزو کتاب‌هایی بود که مرا پیدا کرد. ابتدا نام کتاب توجهم را جلب کرد. پس از بررسی دانستم که کتاب را خانمی نوشته است که با سرطانی بدخیم دست و پنجه نرم می‌کرده است. و این کتاب را درباره‌ی حواشی یکی از سلسله از درمان‌های سختی که انجام داده نوشته است. این خانم ۲۱ سال با سرطان مبارزه کرده است و در نهایت نیز سرطان او را از پا درآورده است. در بخش مشخصات نویسنده نوشته بود که ایشان یک نویسنده‌ی ادبی پرکار بوده و در نقاشی و کارهای هنری دیگر هم دستی داشته‌ است.

کتاب را که گوش می‌دادم از قلم نویسنده لذت بردم. نویسنده از رنج‌هایی که در حین درمان سرطان می‌کشد می‌نویسد و می‌گوید سعی می‌کند به خاطر دخترش "افروز" هم که شده طاقت بیاورد و بیشتر زنده بماند. او از حال و احوال کسان دیگری که مانند او در حال درمان سرطان هستند نیز می‌نویسد. جایی از شنیدن کتاب تعجب کردم که نویسنده نام همسرش "مهرداد" را آورد و گفت مردم از همسرش امضا می‌گرفتند. فهمیدم نویسنده همان همسر آقای مهرداد ضیایی است که به سرطان مبتلا بوده و به رحمت خدا رفته است. نویسنده بارها از سختی تامین هزینه‌های درمان سرطان می‌گوید و از اجارنشین بودنشان. فهمیدم که بعضی از بازیگرها و هنرمندان علی‌رغم داشتن شهرت وضع مالی چندان خوبی ندارند.

نویسنده می‌گوید تومور بدخیم سرطان ریه‌اش به اندازه‌ی دو سانت در یک سانت است که در مقایسه با انداره‌ی کل پیکرش، یک نقطه به حساب می‌آید. جگرم برای مادرم سوخت که همین سرطان بدخیم را دارد ولی با توموری در مغز که اندازه‌اش ۸۵ میلیمتر در ۵۳ میلیمتر در ۳۷ میلیمتر است. توموری که بعد از سی جلسه توموتراپی و چهل جلسه شیمی‌درمانی تنها نیم سانت کوچک شده است و خدا می‌داند ما از بابت همین نیم سانت چقدر خوشحال شدیم و چه اشک شوقی ریختیم.

تردیدی نیست که آیه‌ی "إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ: ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم." شامل حال اندازه‌ی تومورهای سرطانی بدخیم هم می‌شود. چون فرموده است "هر چیزی" و تومور سرطانی نیز برای خودش چیزی است! اندازه‌ی تومور به هیچ وجه آن چیزی نیست که در ‌MRI نوشته می‌شود. هر توموری هر چقدر هم که کوچک باشد، قادر است زندگی فرد سرطانی و تمام اعضای خانواده‌اش را زیر و زبر کند. مخصوصاً زندگی آن‌ها که داسوزترند را.

دو کلمه‌ی توموتراپی و شیمی‌درمانی‌ را می‌نویسم و شما هم دو کلمه می‌خوانید و عبور می‌کنید. باید از خود بیماران و کسانی‌که بیشتر از بقیه در کنار این بیماران هستند بپرسید عوارض این درمان‌ها چیست و چه بلایی سر بیمار می‌آید. خانم "تقی‌زاده" در کتاب "به اندازه‌ی یک نقطه" خیلی عالی به جزییات این عوارض طاقت‌فرسا و جانسوز اشاره کرده‌اند.

عجبا که تنها یک یا دو ماه پس از نوشتن یادداشت "کتابی درباره‌ی چگونه مُردن | مرگ با تشریفات پزشکی" مادرم به سرطان مبتلا شد و مجبور شدیم تمام مندرجات این کتاب را و یک‌به‌یک شکنجه‌های علم ناقص پزشکی را رویش پیاده کنیم تا بلکه کمی بیشتر زنده بماند.

كه داند بجز ذات پروردگار

که فردا چه بازی كند روزگار

دلنوشتهکتابزندگیداستانامید
۷۰
۳۹
Dast Andaz
Dast Andaz
«دنباله‌‎روِ هرکسی نباش، ولی از هرکسی توانستی یاد بگیر!» آدرس سایت: dastandaz.com | ویراستی: Dast_andaz@ | ایمیل: mohsenijalal@yahoo.com
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید