ویرگول
ورودثبت نام
Kanî
Kanîخاموشیِ ویرانه‌ها زیباست ..
Kanî
Kanî
خواندن ۱ دقیقه·۲۲ روز پیش

نفسی به بهانهٔ بهار ؛

و باز بهار آمد ؛

به مثال هر سال ..

گویا زندگی به بازی گرفتن مرگ و زیستن‌مان را بدجور دوست دارد ،

باز بهار آمد و وا داشت نفس‌هایم را به تکاپو ،

بهار بدجور به دل مینشیند ، زیادی قشنگ است برای مردن ، زیادی شاداب است برای دلمردگی‌هایم ..

+دوستش دارم میدانی!

ولی ترکیب سبز و آبی واقعا رنگِ زندگیه .
ولی ترکیب سبز و آبی واقعا رنگِ زندگیه .

از جمله دلایلی که عاشقِ طی کردن جاده بین شهر و روستا هستم سبز بودنِ سراسرِ راه تو بهار ، مخصوصا آفتابگردونای تو تابستون(یکی از قشنگیای زندگی اینه که شهر ما ؛ شهرِ آفتابگردونِ ایرانه!) و پاییزا که دیگه واقعااا عشقِ ،حتی زمستونا هم خیلی قشنگه
از جمله دلایلی که عاشقِ طی کردن جاده بین شهر و روستا هستم سبز بودنِ سراسرِ راه تو بهار ، مخصوصا آفتابگردونای تو تابستون(یکی از قشنگیای زندگی اینه که شهر ما ؛ شهرِ آفتابگردونِ ایرانه!) و پاییزا که دیگه واقعااا عشقِ ،حتی زمستونا هم خیلی قشنگه

اینروزها باز هوسِ زندگی کردن زده است به سرم، هوایی شده ام به بهانه‌ی بهار ..

نسیم را بهانه میکنم برایِ سرخوشی‌ام ،

سبز را بهانه میکنم برای شوقِ زیستنم ،

لمسِ خنک آب را بهانه میکنم برای آبی بودنِ حس و حالم

و کانی* بودن را بهانه میکنم برای جوش و خروشِ درونم ..

ولی نشستن و تماشا کردنِ بازی کردن و دوچرخه سواریِ بچه های تو پارک یه چیز دیگه‌ست:
ولی نشستن و تماشا کردنِ بازی کردن و دوچرخه سواریِ بچه های تو پارک یه چیز دیگه‌ست:

نمیدونم چرا انقد خلوت بود همه جا امروز
نمیدونم چرا انقد خلوت بود همه جا امروز

از این‌ها گذشته گویا زندگیِ من در کل دو فصل دارد : بهاری برای زیستن و سبز بودن و شادابی‌ام ،

پاییزی برای دلمردگی و خاکستری بودن و افسردگی‌ام ..

،

از بهار به پاییز و از پاییز بهار در سفرم .. ؛

از شوق به دلمردگی و از دلمردگی به شوق ..

از نفس به تقلا و از تقلا به نفسی عمیق ،

از نور به تاریکی

از امید به یاس

از مرگ به زندگی و از زندگی به مرگ در رفت و آمدم!

نشست رو صندلی راک اینجا و تماشای آسمان و بهار تو حیاط خونه پدربزرگ :
نشست رو صندلی راک اینجا و تماشای آسمان و بهار تو حیاط خونه پدربزرگ :

آخرایِ آفتابه ، کوهها هم که حریص .
آخرایِ آفتابه ، کوهها هم که حریص .

آرامش=خوابیدن زیر درخت سیب تو حیاطمون .
آرامش=خوابیدن زیر درخت سیب تو حیاطمون .

یعنی واقعا پرواز کردن فقط یه آرزویِ محال بود؟(تو کتم نمیرههه)
یعنی واقعا پرواز کردن فقط یه آرزویِ محال بود؟(تو کتم نمیرههه)

زیادی قشنگ بود ..
زیادی قشنگ بود ..
و پژمردگی افسانه شد ، بهار و سهراب همیشه در ذهنم بهم گره خورده‌اند ..
و پژمردگی افسانه شد ، بهار و سهراب همیشه در ذهنم بهم گره خورده‌اند ..

*کانی=چشمه


پ.ن: بهار شما چطور میگذره؟

پ.ن۲: در به در دنبال فرصتی برای کوه رفتنم ..

پ.ن۳: همینطور ناگهانی!

پ.ن۴ : این چه وضعه اپلودِ عکسه واقعااااا؟

14 اردیبهشتِ 1405 ,

Kanî🌱

بهاردوچرخه سواریمرگ زندگیدلنوشتهآبی
۵۹
۵۶
Kanî
Kanî
خاموشیِ ویرانه‌ها زیباست ..
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید