ویرگول
ورودثبت نام
~گربه فروشی خانم لوبیا~
~گربه فروشی خانم لوبیا~زِندِگیمون یه کارمایِ #پارادوکس وارهِ ... :))
~گربه فروشی خانم لوبیا~
~گربه فروشی خانم لوبیا~
خواندن ۱ دقیقه·۳ ماه پیش

آخرین تکه های یک رویا

مردم بهم میگن خیلی زود عصبی میشی،
آره، چون تمام بچگیمو، دور آدمایی که باید ازم محافظت میکردن روی پنجه راه رفتم...که حضورمو حس نکنن
چون قبل از اینکه برم مدرسه با دوستام حرف بزنم، یاد گرفتم چطور با دیوار صحبت کنم...
چون حرفامو قورت دادم؛ تا خاطر کسی مکدر نشه
چون سکوت، امن تر از درخواست نیازام بود.
چون غر زدناشونو من تحمل میکردم، انگار تقصیر من بود!
من بابت عصبی شدن یهوییم، شرمنده کسی نیستم.
اثبات اینکه بالاخره دست از کوچیک کردن خودم
کشیدم....

+قانون دنیا اینه که
رویاها میمیرن شاهدخت.
تا تو بفهمی...
زندگی هیچوقت رویایی نبوده؛
و رویایی نخواهد بود...

_اما سوال من اینه که چرا...چرا تلاش میکنیم که حالمون خوب باشه
و در ظاهر عادی بنظر برسیم
وقتی درونمون؛
"یه انفجار هسته ای در حال رخ دادنه..."

دلنوشتهمتن
۴
۷
~گربه فروشی خانم لوبیا~
~گربه فروشی خانم لوبیا~
زِندِگیمون یه کارمایِ #پارادوکس وارهِ ... :))
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید