ویرگول
ورودثبت نام
کیمیا
کیمیابرآنم که آرام نگیرم...
کیمیا
کیمیا
خواندن ۱ دقیقه·۶ ساعت پیش

زندگی در یکی از بی‌ثبات‌ترین دوره‌های تاریخ مدرن

مادرم از زمان جنگ تعریف می‌کرد. هیچوقت خودش بحث را پیش نمی کشید صرفاً پاسخ کنجکاوی مرا می‌داد.

فکر می‌کنم اگر در آینده فرزندی داشته باشم من هم برایش از یکی از بی‌ثبات ترین دوره های تاریخ تعریف می‌کنم.

زمانی که نه جنگ بود و نه صلح. فشار روانی بود و اضطرابِ حالا چه می‌شود؟

تصمیمات معلق می‌ماندند .

زندگی جریان داشت اما بسیار کند بود.

رضایت جمعی به اجبار و سرکوب گره خورده بود.

اخبار قابل تحمل نبود.

تصمیماتِ سیاستمداران شبیه جک و خنده‌دار بود.

ادامه دادن و حفظ امید شبیه به پیروزی بود.

آینده ی کشور و مردم در هوا معلق بود.

در این میان حفظ اعتقادات و باورها به شدت دشوار بود.

کاسه‌ی صبر مردم کوچک و سرریز شده بود.

حتی دورترین افراد از جامعه هم درد را احساس می‌کردند.

اضطراب جای نشاط را گرفته بود.

و می‌ترسم در حالی که برای ادامه هنوز کلمه‌ها در سرم می‌چرخند با نگاهی به من بگوید: خب با این شرایط علت به دنیا آمدن من چه بود؟

…

۰۴/۱۱/۱۷

اگر در پاسخگویی به کامنت‌ها کوتاهی کردم به گناهِ نگرانی برای فردا‌ام بگذارید و امروزی که حتی نمی‌دانم چطور گذشت.

فشار روانیروانشناسیسلامت روان
۱۷
۱
کیمیا
کیمیا
برآنم که آرام نگیرم...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید