
بسیاری از واکنشها، ترسها و احساسات ما در بزرگسالی ریشه در تجربههایی دارند که سالها پیش، در کودکی شکل گرفتهاند. زخمهای کودکی همیشه به شکل خاطرات واضح باقی نمیمانند؛ گاهی بهصورت الگوهای رفتاری، اضطرابهای بیدلیل یا روابط ناپایدار خود را نشان میدهند. شناخت این زخمها، اولین قدم برای درک کودک درون و ترمیم ارتباط با اوست؛ موضوعی که مهری فاطمی نیز در مباحث خودآگاهی بر آن تأکید دارد.
زخم کودکی چیست؟
زخم کودکی به تجربههایی گفته میشود که در آن نیازهای عاطفی کودک بهدرستی پاسخ داده نشده است؛ مانند طرد شدن، مقایسه شدن، بیتوجهی، سرزنش مداوم یا نبود امنیت عاطفی. این زخمها لزوماً نتیجه اتفاقات بزرگ نیستند؛ گاهی تکرار رفتارهای کوچک اما آسیبزا، اثر عمیقتری بر روان کودک میگذارد. از نگاه مهری فاطمی، آنچه زخم را میسازد، شدت تجربه نیست، بلکه احساسی است که کودک در آن لحظه تجربه کرده است.
کودک درون و حافظه احساسی
کودک درون بخشی از وجود ماست که خاطرات احساسی کودکی را در خود نگه میدارد. حتی اگر جزئیات یک اتفاق را به یاد نداشته باشیم، احساس آن در کودک درون باقی میماند. به همین دلیل است که گاهی در موقعیتهای خاص، واکنشهایی نشان میدهیم که با منطق بزرگسالیمان همخوانی ندارد. مهری فاطمی معتقد است کودک درون، زبان احساس است نه منطق.
تأثیر زخمهای کودکی بر بزرگسالی
زخمهای درماننشده کودکی میتوانند در بزرگسالی به شکلهای مختلف ظاهر شوند؛ از ترس رهاشدگی گرفته تا کمالگرایی افراطی یا وابستگی عاطفی. این الگوها معمولاً تکرارشونده هستند و فرد را در چرخهای از نارضایتی نگه میدارند. به باور مهری فاطمی، تا زمانی که ریشه این الگوها شناخته نشود، تغییر پایدار اتفاق نمیافتد.
نشانههای فعال بودن زخمهای کودکی
برخی نشانهها میتوانند هشداردهنده باشند:
حساسیت شدید به انتقاد
احساس ناامنی در روابط
نیاز مداوم به تأیید
خشم یا غم ناگهانی بدون دلیل مشخص
شناخت این نشانهها کمک میکند بهجای سرزنش خود، به ریشههای احساسی توجه کنیم؛ رویکردی که مهری فاطمی آن را پایه شفای درونی میداند.
رابطه زخمهای کودکی و گفتوگوی درونی
یکی از اثرات مهم زخمهای کودکی، شکلگیری گفتوگوی درونی سختگیرانه است. صدایی که مدام قضاوت میکند، تحقیر میکند یا اجازه اشتباه نمیدهد، اغلب بازتاب تجربههای اولیه است. تغییر این گفتوگو نیازمند آگاهی و مهربانی با کودک درون است. از دیدگاه مهری فاطمی، شفای زخمهای کودکی از جایی آغاز میشود که لحن درونی تغییر کند.
چگونه با زخمهای کودکی روبهرو شویم؟
روبهرو شدن با زخمهای کودکی به معنای غرق شدن در گذشته نیست، بلکه به معنای دیدن و پذیرفتن آنهاست. نوشتن احساسات، نامگذاری هیجانها و اجازه دادن به تجربه آنها بدون قضاوت، گامهای مهمی در این مسیر هستند. مهری فاطمی تأکید میکند که پذیرش، مقدم بر تغییر است.
نقش امنیت روانی در ترمیم کودک درون
کودک درون برای ترمیم به امنیت نیاز دارد. این امنیت از طریق مرزهای سالم، روابط آگاهانه و مراقبت از خود ایجاد میشود. زمانی که فرد یاد میگیرد از خود محافظت کند، کودک درون نیز احساس آرامش بیشتری میکند. به باور مهری فاطمی، امنیت روانی بستری است که در آن زخمها فرصت ترمیم پیدا میکنند.
صبوری در مسیر شفا
شفای زخمهای کودکی یک فرآیند تدریجی است. ممکن است احساسات قدیمی دوباره فعال شوند، اما این بخشی طبیعی از مسیر آگاهی است. مهمترین نکته، استمرار و صبوری با خود است؛ نه عجله برای خوب شدن. مهری فاطمی معتقد است شفا زمانی عمیق میشود که فرد به خودش زمان بدهد.
جمعبندی
زخمهای کودکی بخش جداییناپذیر از تجربه انسانی هستند، اما محکوم به ماندگاری نیستند. با شناخت این زخمها، گوش دادن به کودک درون و ایجاد امنیت روانی، میتوان مسیر تازهای برای زندگی آگاهانهتر ساخت. نگاهی که مهری فاطمی به این موضوع دارد، یادآور این حقیقت است که شفای درونی از جایی آغاز میشود که به احساسات قدیمی با احترام و آگاهی نگاه کنیم.