ویرگول
ورودثبت نام
مانا
مانامن روانکاو و درمانگر تحلیلی هستم و اینجا نوشته های خودم رو به اشتراک می‌گذارم
مانا
مانا
خواندن ۱ دقیقه·۵ ماه پیش

شعر "شعری تر و غمگین"

شعری غمگین و تر

از رفتن آزادگی از میان عبور ساده ی زمان

و گیج در شب های هجوم سایه های بی تمنای بی معنای بی حضور

در یک حجم اندوه گم شده و از خود بی خود گشته

سرگشته و ناامید در پس رویای دستان پیر درختان پاییزی

و بوی نمناکی نسیم از غم نبود شاپرک

و دستان سنگین درختان در خم ابرو های یار دیرین قصه های کهن

چنان که گویی شاعری خود را به دار آویخته

و از پس پنهان گشتنش زمان را به سکوت وا داشته

و مکان خود را در میان این برهوت گم کرده و در پی یافتن خود در تلاطم هزارتوی وجودی اش به وجد آمده

و سکوت و سکون

و قمر در عقرب آسمان میان ستارگان خشمگین و نهان از دیده

ثمر این حجم انبوه زندگی

و زندگی

و زندگی

و زیستن میان تمام طبیعت بی رحم

و پنهان از دید خدا

عزای داغدار بوستان است

~مانا

شعرشعر سپیدشعر پست مدرن
۶
۳
مانا
مانا
من روانکاو و درمانگر تحلیلی هستم و اینجا نوشته های خودم رو به اشتراک می‌گذارم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید