ویرگول
ورودثبت نام
M A H Y A
M A H Y Aعاشق هنر | نویسندگی | فمینیست | وجترین
M A H Y A
M A H Y A
خواندن ۱ دقیقه·۱۹ ساعت پیش

داستان ماریا

اسم رمان: ماریا

ژانر: تاریخی / عاشقانه

نویسنده: فاطمه قدرتی

سخن نویسنده: در دوران جنگ و قطعی اینترنت و از دست دادن کارم، نوشتن تنها تسلی ام شد، شروع به کاملتر کردن داستانم کردم، داستان های زیادی دارم اما داستان ماریا اولین داستانی که باهاتون به اشتراک میزارم. امیدوارم اتفاقی نیفته و بتونم داستان های دیگرم را هم در اينجا باهاتون به اشتراک بزارم.

خلاصه: در سرزمینی زمستانی، پادشاهی بی‌رحم سایه‌ی ظلم و انجماد احساسات را بر آن گسترده بود. تنها امید او برای حفظ سلطنت، پسرش چارلز با دختری خدمتکار به نام ماریا در خفا با هم دوست می‌شوند و قصری خیالی از عشق می‌سازند، اما این خوشبختی زیاد دوام نمی‌آورد...

داستانرمان
۳
۰
M A H Y A
M A H Y A
عاشق هنر | نویسندگی | فمینیست | وجترین
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید