ویرگول
ورودثبت نام
میم.سین
میم.سینسکانس‌هایی از یک من ناگفته‌مانده
میم.سین
میم.سین
خواندن ۴ دقیقه·۷ روز پیش

با نوشتن ... را به زنجیر بکشید

Wish I had a typewriter
Wish I had a typewriter

یک

گاهی پیش می‌آید در میانه‌ی نوشتن یا به خواب می‌روم یا دست و ذهنم از حرکت بازمی‌ایستد و مجبورم راه دیگری برای نوشتن ایده‌ام پیدا کنم.

صدایم را ضبط می‌کنم، به خصوص در شب‌ها که نمی‌توانم چشم‌هایم را باز کنم. ریکوردم یک چشمک‌زن قرمز دارد که وقتی ثابت می‌شود متوجه می‌شوم در حال ضبط است. و چه از این بهتر. هر چه دلِ تنگم می‌خواهد می‌گویم. پیش می‌آید که وقت نمی‌کنم به این فایل‌های صوتی گوش کنم و وقت بعدترها بازشان می‌کنم، برایم عجیب جلوه می‌کند. از اینکه چرا چنین چیزی اصلا دغدغه‌ام بوده است.

نوشته‌ی نصفه‌نیمه‌مانده بسیار دارم. اما کو فرصت بازسازی. هر روز چنان می‌گذرد که انگار در صبح کودکِ تازه‌به‌دنیا‌آمده‌ای را در بغل داری اما در شب به یکباره با نوجوانی بلوغ‌یافته روبه‌رو می‌شوی. از این مقدار سرعت هراسانم و ترسم بیشتر از این است که نانوشته و ناخوانده بمانم.

چه بسیار گفتگوها که در ذهنم شکل می‌گیرند و من دوست دارم واقعا اجرای‌شان کنم اما کُجایند آدم‌هایی که به آدم ثابت گفتگوهایمان بدل شوند و یا نقشی واقعی در زندگی من بپذیرند.

شاید برای همین است که نوشتن شده است پناه من. چون امن است. چون می‌دانم که با من است و با من خواهد ماند. چون می‌دانم حتی در بدترین شرایط هم من را تنها نخواهد گذاشت. چون می‌دانم بی‌شک من آدم اولش خواهم بود و خواهم ماند.

دو

ترسناک است دست یافتن به این حقیقت که «ترس ریشه در نادانی دارد.» چون زمانی که به این باور برسی، بسیاری از ترس‌هایت بازیچه‌ی آگاهی‌ای می‌شوند که چون سلاحی تو را مجهز کرده است.

جمله‌ای از امام علی بود که معلم عربی‌مان هر جلسه تکرارش می‌کرد:

«با نوشتن علم را به زنجیر بکشید.»

و چه عجیب که این جمله، نه تنها برای هر نوع آگاهی‌ای کاربرد دارد، بلکه برای خودشناسی نیز ابزاری است تسهیل‌کننده و تسخیرکننده.

اگر کتاب سرود کریسمس از چارلز را خوانده باشید، کاملا منظورم را شیرفهم می‌شوید.

زنجیرهایی که روح یاکوب مارلی (دوست آقای اسکروچ) به دنبال می‌کشید از جنس دفترچه‌های بسته، قول‌های عمل‌نشده و حسرتِ "کاش" بود.

شاید بهتر باشد برای بسط این موضوع از تمثیل کمک بگیرم.

زمان چونان حلقه‌ای است که در دایره‌ی خود گذشته، حال و آینده را به یکدیگر وصل می‌کند.

این حلقه وابسته به نوع و روشی ما برای زندگی انتخاب می‌کنیم، زنجیرهایی فولادین به زمان‌های مختلف ترتیب می‌دهد.

بسیاری در گذشته گم شده‌اند یا در اکتشاف آینده هوش از سر به در داده‌اند، اما اندکی که حال را به غنیمت شمرده‌اند، زنجیر به زنجیر که جلو می‌روند، بر عیار حلقه‌شان افزوده می‌شود.

برای بودن در زمان حال نیاز است خود را از قید زنجیره‌های گذشته و آینده رها کنید. به منظور محقق ساختن چنین عملی تنها و تنها «نوشتن» است که می‌تواند مسئله‌گشا باشد.

همان‌گونه که نوشتن می‌تواند در به زنجیر کشیدن آگاهی به شما کمک کند، می‌تواند در رهایی از زنجیر گذشته و آینده نیز چون ملازمی شیفته و کوشا شما را همراهی کند.

حلقه به حلقه که با نوشتن اراده خود را فتح کنید به نقطه‌ای نزدیک خواهد شد که بسیاری با نزدیک شدن به آن نقطه به قهرمان زندگی خود بدل شده‌اند.

سه

نوشتن ابزاری است که هزاران هزار سال چون تبری، نسل به نسل، دست به دست شده تا غنی‌تر شود و تیزتر. زبانی که به شما به ارث رسیده با تمام کاستی‌هایش تمام آنچه است که دارید.

نوشتن تنها ابزار شما برای رام‌کردن طبیعت وحشی است.

طبیعتی که هم در درون شما و هم در برون‌ شما جلوه‌هایی از ابتدایی بودن و جنگیدن برای بقا را از خود نشان می‌دهد.

گذشته و آینده در ابهام پیچیده‌اند. و این ابهام بخشی نیازمند حل شدن و بخشی نیازمند تحمل است. اگر از نوشتن غفلت کنید، دور نیست زمانی که توسط این دو به زنجیر کشیده شوید.


نمی‌خواهم با لحنی جادویی سخن بگویم اما احساس می‌کنم برای افاقه‌کردن آنچه در دل و جانم نهفته است نیازمند گفتن داستانی از زبان نویسنده‌ی محبوبم J.R.R. Tolkien هستم که خالق دو مجموعه کتاب ارباب‌حلقه‌ها و هابیت است.

او در داستانی که بنایش را بر جهل می‌گذارد، جادو را به عنوان وسیله‌ای که موجودات برای فرار از واقعیت به آن پناه می‌برند در لایه‌ی نمادین داستان معرفی می‌کند. او به زیبایی اشاره می‌کند که نظم خلقت بر تساوی شر و خیر پایه‌گذاری شده است و هر جا شری در حال رشد است، خیری نیز در جانب دیگری در حال رشد و توسعه است.

 در جایی از داستان بیان می‌کند که شیطان - سائورون (Dark Lord) - برای کنترل و سلطنت بر سایر موجودات وسوسه‌ی ساخت حلقه‌ها را در دل اربابان اِلف جاری می‌کند. حلقه‌ها طعمه‌ای برای اسارت روانی اربابان الف، کوتوله و انسان هستند. سائورون به دنبال ساخت حلقه‌ی قدرت است چون به وسیله‌ی آن می‌تواند بر اراده‌ها و ادراک واقعیت تسلط یابد. به این وسیله او حاکم زمان خواهد بود.

پیشنهاد می‌کنم یه شانس به دیدن سریال جدیدی که با اقتباس از کتاب‌های تالکین در حال ساخت است بدهید.


خبر اضطراری:
سریال جدیدی که بر اساس دنیای «ارباب حلقه‌ها» ساخته شده است:
«The Lord of the Rings: The Rings of Power»
به تازگی برای فصل سوم و چهارم تمدید شده و فصل سوم روز چهارشنبه ۱۱ نوامبر ۲۰۲۶ (۲۰ آبان ۱۴۰۵) پخش خواهد شد. داستان این سریال در «دوران دوم» (Second Age)، هزاران سال پیش از وقایع کتاب‌ها و فیلم‌های «ارباب حلقه‌ها» و «هابیت» می‌گذرد.


1405/02/29 - Tuesday - May 19, 2026 - 04 : 44 : 09 PM

نوشتنخودشناسیارادهگفتگوتالکین
۱۳
۲
میم.سین
میم.سین
سکانس‌هایی از یک من ناگفته‌مانده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید