ویرگول
ورودثبت نام
مهرداد قربانی
مهرداد قربانیهر چی پیچیده‌تر، برای من وسوسه‌انگیزتر
مهرداد قربانی
مهرداد قربانی
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

قصه‌هایی که مرا صدا می‌زنند

هیچ شروعی بی‌دلیل نیست. اگر دقیق‌تر نگاه کنی، پشت هر آغاز تازه رد یک ترک دیده می‌شود؛ رد یک خستگی طولانی، یک شکست که آرام‌آرام اعتماد را خورده، یک دلزدگی که دیگر قابل‌انکار نبوده. ما اغلب از سر هیجان شروع نمی‌کنیم؛ از جایی شروع می‌کنیم که دیگر توان ادامه‌دادن نداریم. از لحظه‌ای که می‌فهمیم ماندن، بیشتر از رفتن فرسوده‌مان می‌کند.

هر ماجراجویی تازه از دل یک فروپاشی بیرون می‌آید. از جایی که یک رابطه دیگر شبیه قبل نیست، شغلی که دیگر برایمان معنا ندارد، یا ترک برداشتن تصویری که از دیگری ساخته بودی. تا وقتی سازه قبلی پابرجاست، چیزی نو متولد نمی‌شود. باید چیزی فروبریزد تا زمین خالی شود؛ تا جرات کنی روی خاکی که هنوز بوی ویرانی می‌دهد، نقشه تازه‌ای بکشی.

فروپاشی درد دارد. صدایش بلند است و آدم را می‌ترساند. حس می‌کنی همه‌چیز از دست رفته. اما همان لحظه‌ای که دیوار ترک می‌خورد، هوا وارد می‌شود. نور راه خودش را پیدا می‌کند. شکافی باز می‌شود که پیش از آن وجود نداشت. ماجراجویی دقیقا از همان شکاف شروع می‌شود، نه از آرامش. از جایی که ناچار می‌شوی همه چیز را دوباره تعریف کنی.

گاهی شروعِ تازه، انتخاب نیست، ضرورت است. وقتی دیگر نمی‌توانی همان آدم قبلی بمانی، وقتی هزینه ادامه‌دادن از هزینه تغییر بیشتر می‌شود، وقتی ایستادن از حرکت‌کردن سخت‌تر است، تو عملا وارد مسیر تازه‌ای شده‌ای؛ حتی اگر هنوز اسمش را شروع نگذاشته باشی. شروع خوب همیشه پر از شور و شعار نیست. گاهی فقط یک پذیرش ساده است: اینکه چیزی تمام شده. و همین پذیرش، اولین قدم ماجراجویی بعدی است.

و حالا من ایستاده‌ام در همین نقطه‌ی پذیرش؛ نه با ترس، که با کنجکاوی.

منتظر ماجراجویی‌های هیجان‌انگیز پیش‌روام.

آهنگ رو هم گوش کنید. :)

شروعادبیاتسلامت رواننویسندگیعشق
۴۸
۱۶
مهرداد قربانی
مهرداد قربانی
هر چی پیچیده‌تر، برای من وسوسه‌انگیزتر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید