ویرگول
ورودثبت نام
محسن نقدی
محسن نقدیشاعر، مدرس و پژوهشگر، دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه مازندران، کارشناسی ارشد جمعیت‌شناسی دانشگاه شیراز، مجموعه‌‌های شعر: پوسته (نشر آنیما)، کاهنات (نشر فصل پنجم)، چراغخاموش (نشر فصل پنجم)
محسن نقدی
محسن نقدی
خواندن ۲ دقیقه·۱۷ روز پیش

نگاهی به دو رمان کاملاً بی‌ربط به همه‌چیز!

براهنی رمانی دارد با عنوان «روزگار دوزخی آقای ایاز» که به‌صورت یک تک‌گویی یک‌نفس و طولانی و از زاویه‌دید ایاز، غلام و معشوق سلطان محمود غزنوی، روایت می‌شود.

روایت این داستان، به‌صورتی هولناک و ناگهانی، از لحظه‌ای آغاز می‌شود که سلطان دستور اعدام و قطعه‌قطعه کردن مخالفانش را در مقابل خیل پیروان سرمست خود می‌دهد و ایاز، در یک حالت خلسه‌وار، تمامِ زوایای اهریمنی این قدرتِ خداگونه را روایت می‌کند.

این رمان شخصیت‌های قابل تأملی دارد که بد نیست در ادامه به آن‌ها نگاهی بیاندازیم:

۱. ایاز، مسخ‌شده‌ی سلطان، معشوق او و درگیر عشقی‌ همراه با تحقیر و تجاوز؛ او در عین‌ حال که از سلطان وحشت دارد، به او وابسته است و تمام جهان را از دریچه‌ی نگاه سلطان محمود می‌بیند.

۲. سلطان محمود، فراتر از یک پادشاه، به‌عنوان خدایی زمینی و مستبد، کسی است که می‌خواهد مالکیتی مطلق بر وجود اطرافیانش داشته باشد. او با اعمال خشونت‌های مختلف، ترس را در رگ‌های جامعه تزریق می‌کند.

۳. پدر ایاز، تسلیمِ سلطان، کسی که شخصاً فرزندش ایاز را برای هم‌بستر شدن تقدیمِ سلطان محمود می‌کند.

۵. برادران ایاز، مردان مبارزه علیه استبداد سلطان محمود، که درنهایت به‌دست او از هستی ساقط می‌شوند.

جلال آل احمد هم کتابی دارد با عنوان «ن و القلم» که در زمان و مکانی نامشخص روایت می‌شود و ماجرای شهری را بازگو می‌کند که در آن گروهی از دراویش و شورشیان موسوم به «قلندرها»، با وعده‌ی عدالت و برابری، قیامی را علیه حاکم مستبد شهر به راه می‌اندازند و موفق می‌شوند قدرت را به دست بگیرند، اما به‌مرور خودشان هم درگیر جاه‌طلبی و فساد می‌شوند و درنهایت نشان می‌دهند که در مدیریت جامعه ناتوان هستند؛ به‌همین دلیل، جنبش آن‌ها از درون فرو می‌پاشد و نیروهای «خان» دوباره بر شهر مسلط می‌شوند.

این داستان نیز دو شخصیت کلیدی دارد، دو میرزابنویس:

۱. میرزا اسدالله، که از همان ابتدا درصدد نقد این جنبش برمی‌آید اما وقتی می‌بیند کسی به حرف‌هایش توجهی نمی‌کند سرخورده و منزوی می‌شود.

۲. میرزا عبدالزکی، که نقطه مقابل میرزا اسدالله است؛ او شخصیتی فرصت‌طلب است که آمادگی دارد قلم خود را در خدمت هرکسی که در قدرت است قرار دهد تا بقای خود را تضمین کند. او درنهایت موفق می‌شود شغل و جایگاه خود را از این طریق حفظ کند.

همین!

رضا براهنیجلال آل احمدادبیاتداستانرمان
۷
۱
محسن نقدی
محسن نقدی
شاعر، مدرس و پژوهشگر، دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه مازندران، کارشناسی ارشد جمعیت‌شناسی دانشگاه شیراز، مجموعه‌‌های شعر: پوسته (نشر آنیما)، کاهنات (نشر فصل پنجم)، چراغخاموش (نشر فصل پنجم)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید