ویرگول
ورودثبت نام
ناصراعظمی :نویسنده
ناصراعظمی :نویسندهشهروند انسانیت📚📚کارشناسی:علوم سیاسی ✍️ Minimalist Fiction Writer https://naserazami73.blogfa.com
ناصراعظمی :نویسنده
ناصراعظمی :نویسنده
خواندن ۱ دقیقه·۱۸ روز پیش

هناس

هناس...
هناس...

داستان کوتاه هناس...

قسمت اول..

در میان کوه‌پایه‌های زاگرس، جایی که همیشه بوی آمیخته‌ی بلوط و گیاهان دارویی از دشت و کوه تراوش می‌کرد،

مردی تنها، کیسه‌بر‌دوش، هر روز به کوه و کمرمی‌زد و گیاهانی را که به‌نظرش شفابخش می‌آمدند جمع می‌کرد.

خانه‌اش آلونکی کهنه در نزدیکی چشمه‌ی سفید بود.

پایین‌تر از چشمه، روستای سوله قرار داشت.

هیچ‌کس نمی‌دانست او از کجا آمده است؛ اما از وقتی مردم به یاد داشتند، سکونتگاهش همان‌جا بود.

مردم صدایش می‌زدند: «بابا طبیب».

هرکس دردی داشت، در ازای کمی آرد، مشتی نخود یا چیزی ناچیز، از او دارویی خوش‌عطر و گیاهی می‌گرفت.

بابا طبیب مردی بود چهل‌وچندساله، گندمگون، با شانه‌هایی پهن، قامتی متوسط و چهره‌ای خوش‌سیما.

زندگی درویش‌مسلکانه‌ای داشت و روزگارش را تنها در همان آلونک سپری می‌کرد.

روزی هنگام طلوع آفتاب، دید دو سیاه‌چادر اندکی پایین‌تر از آلونکش سکونت گزیده‌اند.

صدای زنگوله‌ی گوسفندان و بع‌بعِ بره‌ها سکوت همیشگی اطرافش را بر هم می‌زد.

خواست پایین برود و تذکری بدهد، اما با خود گفت:

«اینجا که ملک من نیست...

چه بگویم؟ بگویم بروید؟

احتمالاً مثل دیگر عشایر، چند روزی می‌مانند و بعد کوچ می‌کنند.»

اما ظاهراً خیال باطلی بود.

سی روز گذشت و هنوز سیاه‌چادرها برپا بودند.

پیرمردی گوژپشت، همراه پسر نوجوانش، هر روز گوسفندان را برای چرا به دامنه‌های کوه می‌بردند.

هنگام بازگشت، زنی پنجاه‌وچندساله، با صورتی شکسته و سینه‌هایی آویخته چون مشک‌های کهنه، به همراه دخترش گوسفندان را می‌دوشیدند.

دختر، جوانی بود با ابروهایی کشیده و چشمانی درشت و سیاه.

بابا طبیب گاهی پشت پنجره‌ی آلونکش می‌نشست و آواز دختر را هنگام دوشیدن گوسفندان گوش می‌داد.

صدایش گیرایی عجیبی داشت؛

آدم را چون سنگی در منجنیق، به گذشته‌هایی پرتاب می‌کرد که یادآوری‌شان دل بابا طبیب را سخت می‌رنجاند.

با این حال، تا آخرین لحظه به آواز کولی‌وارش گوش می‌سپرد.

نویسنده:ناصراعظمی

داستان کوتاهروستاادبیاتزاگرسعشایر
۰
۰
ناصراعظمی :نویسنده
ناصراعظمی :نویسنده
شهروند انسانیت📚📚کارشناسی:علوم سیاسی ✍️ Minimalist Fiction Writer https://naserazami73.blogfa.com
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید