*نیالا*·۱۸ روز پیشتاروپود زندگیدیشب نتونستم بنویسم اما امشب گفتم هرجور شده بنویسم پس اومدم تا بنویسم چون با نوشتن حس زنده بودن میکنم و نمیخوام از دستش بدم.امروز یه روز ب…
*نیالا*·۲۰ روز پیشساختن از هیچبا خودم قرار گذاشتم از این به بعد شبها بیام بنویسم و اینجوری دیگه دست مغزم بهونه ندم که چیزی برای نوشتن نداری و اینجوری بشه که چیزی ننویسم…
*نیالا*·۱ ماه پیشیک روز معمولی، یک دسر غیرمعمولییه روز عادی رو شروع کردم با همون برنامههای همیشگی درست کردن آب الکترولیت و صبحانه سالم و شروع درس خوندن به مدت 90 دقیقه و بعد از اون آماده…
*نیالا*·۱ ماه پیشدلگرمی از جنس یک دوستاز شنبههایی که میشه ازش دوتا روز درآورد خیلی خوشم میاد یعنی درکل وقتی کلی کار برای انجام دادن داری حس زنده بودن میکنی برای من که اینجوریه…
*نیالا*·۱ ماه پیشچه خبر؟با خودم فکر کردم از چی بنویسم؟ موضوعم درمورد چی باشه؟ اما به هیچی نرسیدم ولی گفتم بیام و بنویسم مهم نیست تهش میخواد فقط صرفا روزمرگی بشه.ام…
*نیالا*·۱ ماه پیشچک لیست روزانه بنویس!غذای جدید سالم، لذیذ و رژیمیمن وقتی از شب قبل کارهای روزمو مینویسم میتونم روزمو به بهترین نحوش مدیریت کنم و الکی زمان رو از دست ندم، اما و…
*نیالا*·۱ ماه پیشگیر افتادن تو باتلاق زندگییه جایی از زندگی به جایی میرسی که حس میکنی چسبیدی به زمین و هیچ راه پس نداری نه میتونی جلو بری نه میتونی عقب بری هیچی انگار قفل میشی. من خ…
*نیالا*·۱ ماه پیشیک لحظه غفلت و پادشاهی مغزامروز صبح مغزم گولم زد و باعث شد بخوابم البته دیر خوابیدن شب قبلم بیتاثیر نبود به هرحال همسرجان امروز بدون صبحانه راهی سرکار شد و منم خواب…
*نیالا*·۱ ماه پیششروع از نوخیلی وقته که به سرم افتاده بود دوباره بیام اینجا بنویسم چون نوشتن برام مثل یه دارو شفادهنده است اما متاسفانه هی ازش دور میشم نمیدونم از آخر…
*نیالا*·۳ سال پیشفهرست آموختههای من در سال 1401فکر کردم نیاز دارم از 1401 یک فهرست داشته باشم اما اون فهرست چی باشه چیزهایی که یادگرفتم و خوب بودنش الزامیه پس چه بهتر که ازشون یک فهرست د…