▪︎Valli▪︎·۱۱ ساعت پیش[رمان عشق معکوس]به سری بخش اول ناول من خوش اومدید .صدای برخورد.همه شروع کردن به جیغ و هورا کشیدن درحالی که خون روی صورتم رو پاک کردم به مردی نگاه کردم که پ…
M A H Y A·۱۵ ساعت پیشداستان ماریا - پارت اولدر دل قرون تاریک، جایی میان کوههای بلند و جنگلهای انبوه، سرزمینی زمستانی قرار داشت که پادشاهی بیرحم سایهی ظلم و بی رحمی را بر آن گسترده…
آقـای مـیم·۱۶ ساعت پیشسینما پارادیزو: بهانهای برای خاطرهنویسیعکس با هوش مصنوعی درست شده. دیگه ببخشید به خاطر مشکلاتش.با خودم چند وقت بود که فکر میکردم که دوباره خاطرهنویسی رو شروع کنم. شروع کنم به ن…
بهار·۱ روز پیشداستان ۱:خواهرکوچولوم،مایرِلدر یک بیشه زیبا در کنار یک نهر آب دراز کشیدم وآرام خوابیدم ،قطره های باران روی گونه هایم میریخت و اندکی بعد با صدایی مهیب بیدار شدم .ابرهای…
زهرا بختیاری·۳ روز پیش«در جُستنِ او»اوسالها پیش .. دوستیای شکل گرفت که نباید ....ازش خوشم اومده بود ..فکر میکردم وقتی کنکور دادم ، میتونم رشته ای که درس میخوند رو انتخاب کن…
محمد خردمند نهند·۳ روز پیشجنگ همیشه با شلیک شروع نمیشوداین اولین قسمت از داستانی است که مرز بین نجاتدهنده و دیکتاتور را از بین میبرد.
سیما دهقانپور·۳ روز پیششرایط جنگی پامو به اینجا باز کردبیشتر از دو سال میشود که نه پایم را اینجا گذاشتهام و نه پستی منتشر کردهام. آمدنم به ویرگول پیشنهاد «شاهین کلانتری» در سالهای دور برگزاری…