ویرگول
ورودثبت نام
Parham.Saboor
Parham.Saboorپرهام صبور(م ح) شاعری تازه کار اینجا فقط از ته قلبم مینویسم اشعارم رو تحت عنوان یک روایت ۱۰۰ساله قرار می‌دهم
Parham.Saboor
Parham.Saboor
خواندن ۱ دقیقه·۱۲ روز پیش

موج اف ام ردیف سکوت

الان که دارم این موج را روی سکوت میگذارم ساعت ۱۱:۱۸دقیقه است .

انگار کار درستی انجام داده ام ،به نظر خودم که اینطور است .

چشمانم را بسته ام ،اما نه برای خواب برای فکر ،فکر کردن به اینکه آیا می‌توان عاشق شد ؟

می‌توان زندگی کرد؟

می‌توان بی دغدغه بود ؟

یواش یواش چشمانم گرم می‌شود ،اما الان وقت خواب نیست …هست ؟

الان تقریبا نزدیک به شاید دوسالی می‌شود سکوتی عمیق و پر از درد بر من مستولی گشته دیگر نه آرامشی نه خوانشی هیچ چیز

خواندن مرحمی بود که دوازده سال مرا باخود کشاند و کشاند ‌کشاند تا یک دفعه وسط راه برید ،دیگه همراهیم نکرد.

همیشه خواندن به من آرامش میداد مغزم را رها میساخت و آرام اجازه میداد سر بر روی شانه هایش بگذارم و برای لحظه ای رها شوم،اما الان دوساله که نیست و من در تلاشم که دوباره به دستش بیاورم .

ای کاش روزی مجدد به توانم بدون درد آواز بخوانم …

سکوتدردحسرت
۴۷
۴
Parham.Saboor
Parham.Saboor
پرهام صبور(م ح) شاعری تازه کار اینجا فقط از ته قلبم مینویسم اشعارم رو تحت عنوان یک روایت ۱۰۰ساله قرار می‌دهم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید