Parham.Saboor·۷ روز پیشتبعیدنام دفتر: یک روایت ۱۰۰سالهقالب شعر :مناظره گفتامانیمن:ای دنیا،تو که هر روز مرا بردی به تردید،زیرِ بارِ غم و غصه، به تبعید،نفسِ تازهام افتا…
Parham.Saboor·۷ روز پیشانگارمرگ بهتره!الان در شرایطی به سر میبرم که مرگ بهتر است ،حرفی نمیشه زد اظهارات نظری که نمیشه کرد و …وضع دلار که ی جوری شده که گوشی شده ۵۰۰میلبون چه اپل…
Parham.Saboor·۱۱ روز پیشطفلنام دفتر :یک روایت ۱۰۰سالهقالب شعر:سپیدادامهی شعرفروغ فرخزاداین گونه مینویسمانگار که طفلی در اولین تبسم خود پیر گشتهمن آن تبسمِ نخستینمکه…
Parham.Saboor·۱۲ روز پیشموج اف ام ردیف سکوتالان که دارم این موج را روی سکوت میگذارم ساعت ۱۱:۱۸دقیقه است .انگار کار درستی انجام داده ام ،به نظر خودم که اینطور است .چشمانم را بسته ام ،…
Parham.Saboor·۱۳ روز پیششانهنام دفتر:یک روایت ۱۰۰سالهقالب شعر:سپیدسرت آرام به روی شانههایم بگذاربگذار نسیم نفست مرا با خود همراه کندبگذار نوازش موهایت مرا آرام سازدو…
Parham.Saboor·۱۴ روز پیشآره من ترسوامامروز باز دوباره شک کردم حتما میپرسی به چی ؟به کی ؟به ی کسی که قلبا دوسش داشتم اما ترس مانع ارتباطم شد ، چون ادمای خطرناکی دور برش پرسه میز…
Parham.Saboor·۱۷ روز پیشموج اف ام ردیف تنهایی!تنهام خیلی تنها ،از این دنیا فقط خودم ماندم ، هیچ کس فرق هارا متوجه نمیشودچی شوخی است و چی جدی است …منم نفهمیدم .جهانم به تنها ترین شکل مم…
Parham.Saboor·۲۱ روز پیشلبخندنام دفتر:یک روایت ۱۰۰سالهقالب شعر :سپیدموی خیسِ دخترانه، فتنهی شبهای یارهعطر لبخندش روانه، بر دلم صد بیقرارهمزهی لبهای شیرین، آبِ لبد…
Parham.Saboor·۲۳ روز پیشزنداناتاقم را شب ها به یک انفرادی تشبیه میکنم.میشینم وسط تختم به تاریکی نگاه میکنم ،اونقدری نگاه میکنم تا چشمانم عادت میکند ،میخندم اینقدر آ…
Parham.Saboor·۲۴ روز پیشاغماتصاویری از دکتر یاسمن شیرانی غم تمام بدنم را با خود میکشدانگار اصلا وزنی ندارم .منم خودم رو میندازم در آغوشش ،هیچ چیز نمیگویم آن هم چیزی نم…